سرزمین تایباد
 
قالب وبلاگ
چت باکس


بارش رحمت الهی  بخصوص در یک ماه اخیر باعث خوشحالی انسان و حیوان،از چرنده تا پرنده گردید. هفته گرم اول  اسفند بسیاری از درختان و گیاهان منطقه بخصوص در قسمت دشت تایباد را به اشتباه انداخت و باعث بیداری آنها از خواب زمستانی گردید و در اواسط اسفند سرما و بارش  آسیب جدی به شکوفه های  این درختان وارد نمود.

برف اواخر هفته گذشته یکدست سینه دشت و دامنه کوهها را سفید پوش نمود و حال و هوای زمستانی  در آخرین روزهای این فصل خودی نشان داد.

به هر حال بارش این رحمت الهی ،جلوه و زیبایی خاصی  را به همراه داشت  که اگر در روز جمعه این هفته با هوای صاف  و دمای مطبوع قدمی در دشت و کوهها نمی زدید حتما  حسرت آن برایتان باقی می ماند.

دوستان همنورد هم این هفته  طول دره زیبای علی آباد را از کنار جاده آسفالته تا انتها طی نمودند که از ابتدای شروع ،زمین پوشیده از برف(حدود بیست تا سی سانتیمتر در بعضی نقاط)تجربه یک  کوهپیمایی برفی در این سال بی برف را  را به ارمغان می آورد.مسیر این هفته  بصورت یک دوربیضی شکل بدون بازگشت از مسیر رفت انجام گرفت و انتهای مسیر در حوضه آبریز و همچنین  حوزه سیاسی خواف به پایان رسید . در طی مسیر اعضاء گروه از محل غار تازه کشف شده  الدنگ در ارتفاع 1720 متری هم بازدیدی داشتند که به علت همراه نداشتن تجهیزات فنی  امکان ورود به داخل غار میسر نبود(البته دوستان هیات تایباد  درروز دوشنبه بیستم بهمن ماه امسال توانستند تا  مسیر های قابل عبور  غار را بپیمایند)  موقعی که وارد حوضه آبریز خواف شدیم از زمین پوشیده از برف خبری نبود و زمینهای مفروش از سبزه های بهاری ،طبیعت کاملا بهاری را در ذهن تداعی می نمود.

یک روز شیرین ولذت بخش به اتفاق بیست نفر از دوستان به عنوان آخرین برنامه هیات کوهنوردی در سال 93 همیشه در ذهن ما خواهد ماند. لذا دوست داریم که با تصاویری از این طبیعت زیبا  شما را هم بصورت بصری در این لذت شریک نمائیم.

  

 ابتدای دره علی آباد 

 

 مسیر برفی

 ردپایی در برف!!!!

 کم کم دیگه باید کوله ها را آویزان کرد(مثل فوتبالیستها که  کفشهایشان را  آویزان می کنند)

 صبحانه داغ در بستری سرد

 حوضه آبخیز خواف در اطراف کوه الدنگ

 سد گوشتی!!!!!

دهانه غار الدنگ

آفتاب دره!!!!

[ جمعه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۳ ] [ ] [ عزيز يوسفي ]

کم کم داشت دلمان برای دیدن برف خیلی تنگ  می شد آخه امسال برفی که چند سانتی بر زمین بنشیند و کودکان و بزرگسالان هر کدام به نحوی شادی خود را نشان دهند نیامد که نیامد  که نیامد.

 پیش بینی های هواشناسی بارشهای خوبی را طی هفته جاری در منطقه  نوید داده بود که در تایباد ما بصورت باران و در ارتفاعات برف بر زمین نشست . و خواستیم که تجربه برف بزد را در زمستان امسال هم داشته باشیم(هر چند که تجربه برف پاییزی در بینالود برای ما خوشایند بود) اما برف زمستانی بزد چیز دیگری است.

از طرف دیگر امروز از وسیله نقلیه  هیات ( یک ون چهارده نفره)خریداری شده توسط تعدادی از اعضاء هیات  تایباد هم در این برنامه رونمایی شد و بالاخره با همت دوستان ،هیات ما هم دارای وسیله نقلیه شد و دغدغه هر هفته ما برای تهیه وسیله نقلیه مناسب را کاهش داد.

روز خوبی را با دوستان تجربه کردیم .یک روز سرد توام با وزش باد و بارش تند برف که بر خوشحالی ما می افزود.

ایام بکام.

 

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: كوهنوردي
[ جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ ] [ ] [ عزيز يوسفي ]
به دست خود درختی می نشانم             به پایش جوی آبی می کشانم

کمی تخم چمن بر روی خاکش                برای     یادگاری      می فشانم

...............                                        .................................

به تابستان که گرما رو نماید                 درختم دل هر رهگذر را می رباید

 

شاید خیلی از ما که در دهه های گذشته کتاب فارسی دبستان را می خواندیم  این شعر را به خوبی به یاد  می آوریم. شاید از مهمترین نکات آموزشی مستتر در این درس ، آموزش اهمیت وجایگاه درخت و پوشش گیاهی در زندگی ما انسانها بوده و هست. نکته ای که امروزه هم به کرار در کتب درسی و رسانه به آن  پرداخته می شود .هیج کس امروزه منکر نقش پوشش گیاهی در تعدیل آب و هوا و جلوگیری از فرسایش خاک نیست. و اگر یک کم بد بینانه نگاه کنیم می توانیم بسیاری از مشکلات زیست محیطی، تغییزات اقلیمی و... را تا حد زیادی به تخریب جنگلها و پوشش گیاهی مربوط دانست.

و اما بعد از مقدمه بالا موضوعی که چند وقتی است باعث دغدغه  من وبسیاری از دوستانی شده که به محیط زیست و منابع  طبیعی علاقه دارند وضعیت بسیار تاسف بار تاغزارهای اطراف شهر تایباد است که هر روز به  دلایل مختلف از تراکم و وسعت آن کاسته می شود. تاغزارهایی که  همه ما مردم شهر تایباد و روستاهای اطراف بایستی کاهش گرد وخاک در فضای زندگی را مدیون این درختان مقاوم باشیم که چه بسیار شلاقهای بادهای شدید و ضربات شن و ماسه ها را به جان و دل خریدند تا آسیب کمتری به ما برسد.

همانطور که پدر و مادرها به خاطر زحماتی که برای ما متحمل شدند حقی بر گردن ما دارند این درختان مقاوم هم حقی بر گردن همه ما مردمانی که عمری را در این منطقه رندگی کردند دارند.کمترین حق حفاظت در برابر تخریب گرانی گه گاه دانسته یا ندانسته این حافظان خاک را مورد هجوم بی رحمانه خود قرار می دهند و گاه برای ساعاتی خوشگذرانی ، درخت چند ساله ای را هیمه آتش  اجاق خود می نمایند و زغال این درختان سر از قلیان خانه هایی در می آورد که جوانی وطراوت جوانان ما را نشانه گرفته اند.از طرفی خشکسالی های اخیر بهانه ای به دست تعدادی از دامداران داده است که با چرای این مراتع بسیار فقیر و به قیمت به دست آوردن مقداری علوفه رایگان بهترین ثروت طبیعی ما را به یغما می برند. خوب در اینجا وظیفه یکایک ما است که  به هر صورت از این موضوع جلوگیری کرده و نگذاریم تلاشهای چندین دهه به این سرعت بر باد رفته  و وقتی از خواب بیدار شویم که که دیگر چیزی برای از دست دادن نداشته باشیم.

متولی رسمی حفاظت از این عرصه های  طبیعی اداره جنگل ها و منابع طبیعی است که متاسفانه  کوتاهی در این امر به خوبی مشهود است.امروز ساعت 14 که از مسیر کاریز به تایباد طی مسیر می کردم شاهد چرای پنج گله بزرگ گوسفند  که از کنار جاده هم  قابل مشاهده بود  بودم و این من را به کمی حساس کرد که نکند حفاظت از این عرصه ها فقط مختص ساعات اداری می باشد واداره مربوطه در ساعات غیر اداری هیچ مسولیتی در این زمینه ندارد.هفته پیش که یکی از دوستان این موضوع(چرای گله هادر تاغزارهای اطراف) را مطرح کرد  بلافاصله با اداره منابع طبیعی تماس گرفتم و به عنوان یک شهروند از فرد پاسخ گو(ریاست یا معاونت اداره) خواستم بخاطر نزدیکی فصل رویش علفهای سبز و اینکه این تاغزارها چند وقتی در ابتدای بهار به عنوان تفریحگاه حفاظت بیشتری از این تاغزارها شود که در جواب فرمودند  هر وقت گله گوسفندی دیدید   به یگان حفاظت ما اطلاع دهید !!!!!حرف من با این مسولین این است که اگر  میز های خود را ترک کنید و هفته یکی دوبار بازدیدی تفریحانه هم از این عرصه ها که فاصله زیادی با محل کارتان ندارد  داشته باشیدمطمئنا به وفور با این صحنه ها روبرو خواهید شد.و از شما  به عنوان یک شهروند تقاضامندم که نگذارید  حاصل دهها سال رشد و نگهداری این تاغزارها به این سادگی از دست برود.

همه ما شهروندان خودمان را در برابر حفظ این  طبیعت مسول بدانیم و با کمک به مسولین مربوطه،زمینه حفاظت بهتر از آن را فراهم سازیم

در پایان هم دو تصویر که چرای دام ها در این مراتع فقیر را نشان میدهد و بصورت غیر حرفه ای  گرفته شده آورده می شود.

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: محلي و منطقه اي
[ جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ ] [ ] [ عزيز يوسفي ]

دریا ها نماد فروتنی هستند.

در نهاد خود کوههایی بلندتر از خشکی ها دارند ولی هیچ گاه آن رابه رخ ما نمی کشند.

فروتنی را از دریا بیاموزیم.

[ پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳ ] [ ] [ عزيز يوسفي ]
جمعه این هفته:93/10/19 همایشی  مشترک  با شرکت هیاتهای کوهنوردی تایباد،تربت جام،باخرز و گروه جاویدان مشهد  در محل کوه بزد برگزار گردید و تعداد بیش از یکصد نفر از کوهنوردان این  شهرستانها  بصورت دسته جمعی قله 2828 متری بزد را صعود نمودند و تعداد 14 نفر از گروه جدید التاسیس کوهنوردی باخرز  برای اولین بار در این صعودهای مشترک شرکت نمودند که به این دوستان بابت تشکیل هیات کوهنوردی در این شهرستان تبریک می گویم.تعداد شرکت کنندگان از تایباد هم 22 نفر بودند  که همه گروهها با نشاط  زاید الوصفی توانستند بر بلندای این قله مرتفع منطقه بایستند و ندای وحدت خود را به همگان اعلام نمایند.

سرپرستی این هفته بر عهده آقای امین طیبین بود که از زحمات بی دریغانه ایشان تشکر می گردد. و همچنین از  هیات کوهنوردی تربت جام به جهت هماهنگی های لازم با سایر مناطق تشکر می گردد.

 

تعدادی از شرکت کنندگان همایش

کوهنوردان شرکت کننده تایبادی در همایش

 

هوای مه آلود کوهستان بزد

 

 

کوهنوردان تایباد و باخرز

کوهنوردان تایباد و باخرز در قله بزد

گروه کوهنوردی باخرز

نمای داخلی جان پناه ژنده پیل

کوهنوردان تایباد  در جان پناه ژنده پیل در قله بزد

[ جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۳ ] [ ] [ عزيز يوسفي ]

در بعضی از نقاط کوهستانی شهرستان تایباد گاه به مناطق بسیار بکری بر می خورید که شاید برای اولین بار که آن را از نزدیک می بینید اصلا فکرش را هم نمی کنی که در منطقه  خشکی ،اینچنین  مکانهایی وجود داشته باشد.

یکی از این مناطق دره علی آباد می باشد که در مسیر جاده آسفالته کرات به خواف  و بعد از طی حدود چهار کیلومتر و در 100 متری قبل از بند کرات در سمت راست جاده ای خاکی شما را بسوی این منطقه  راهنمایی می نماید.

این دره  یکی از محلهای رویشگاه درخت بنه است که درختان تنومند  و پرپشت قسمت زیادی از دره را پوشانده و علفهای سبز چمنی در مابین درختان شما را به یاد جنگلهای  سرسبز بلوط  زاگرس می اندازد. بیشتر افرادی که به این دره می آیند دامداران و شکارچیانی است که به دنبال شکار پرندگان و حیوانات علفخواری چون بز کوهی(کل )می باشد و این را می شود از آثار سنگرهای سنگ چینی شده  که در نزدیکی آبشخورها  ایجاد شده فهمید.

بلندترین ارتفاع  این مکان کوه سفید با ارتفاع 1760 متر می باشد که شما از آن بالا مشرف به منطقه خواف و منطقه تایباد می باشد.

معدن سنگ آهن دردوی نیز در سمت شرق قله قابل مشاهده می باشد و در اینجا ذکر این نکته شاید خالی از لطف نباشد که کم کاری مسولین شهرستان در گذشته های نه جندان دور(دو تا سه دهه گذشته) باعث خارج شدن این منطقه از  حوزه استحفاظی تایباد شده است. و شاید بتوان این امر را تاحدی در دور اندیشی و زرنگی مسولین منطقه خواف دانست.به نظر من یکی از کارهای مهمی که مسولین به ویژه نماینده شهرستان می تواند انجام دهد.تلاش جهت بازگرداندن  این منطقه به حوزه تایباد باشد.و در صورت تحقق ،خدمت بزرگی به اقتصاد شهرستان و همچنین اشتغال نماید.

تاریخ برنامه:جمعه:93/10/05

تعداد همنوردان:14 نفر

 

 

 

 

 

خستگی زیاد چکار که نمی کند

 

قله-معدن دردوی در پشت سر قابل مشاهده است

قله کوه سفید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   

  اینبار پدر و پسر از قاب دوربین آقای یوسفعلیزاده


موضوعات مرتبط: كوهنوردي، محلي و منطقه اي
[ دوشنبه هشتم دی ۱۳۹۳ ] [ ] [ عزيز يوسفي ]
صعود  به قله 2811 متری بزد  تربت جام

جمعه93/9/14

تعداد همنوردان:18 نفر

 

 

 

نرمش صبحگاهی در هوای سرد  دامنه های بزد

دریایی از ابر منطقه تربت جام را پوشانده بود

 

عکسها از :رحمان یوسفعلیزاده

[ سه شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ] [ عزيز يوسفي ]
تاریخ اجرای برنامه:جمعه 93/9/7

مسیر :چشمه  زرد کردیانبه سمت بالاترین ارتفاع منطقه و خط الراس باخرز به  حوضه آبریزخواف

تعداد شرکت کنندگان:18 نفر

وسیله نقلیه:مینی بوس

ارتفاع شروع:1540 متر

ارتفاع نهایی صعود شده:2251 متر

ساعت حرکت از تایباد: 5/30 صبح جمعه

مسافت پیمایش شده:15 کیلومتر

ساعت برگشت:17/30

 

ابتدای مسیر

 

 

بفرمائید صبحانه

 

 

 

 نمایی از قله سیخستان

 

 نامهربانی با طبیعت

انبوه درختان بید و زرشک در مسیر

[ شنبه هشتم آذر ۱۳۹۳ ] [ ] [ عزيز يوسفي ]

گاه تصمیمات شتابزده و بدون مطالعه  قبلی  ،نتایج خوبی ببار نمی آورد.و چه بسا زمینه ظهور مشکلاتی را فراهم می کند که با صد برابر هزینه اولیه هم نمی توان به جبران آن پرداخت. مهمترین این تصمیمات در تقسیمات سیاس مناطق مختلف جغرافیایی  است که گهگهاهی در پهنه سرزمین بزرگ ایران عزیز شاهد آن هستیم.

تصمیماتی که گاه فی المجلس در مورد یک منطقه گرفته می شود و شاید تنها دلیل آن تصمیم فقط توجه به یک عامل بوده و بدون توجه به بسیاری از عواملی دیگر که نقض کننده آن تصمیم می باشد.

امروز در وبلاگ یکی از اهالی محترم و شریف  روستای استای ،شرح مشکلاتی که اهالی این روستا در نتیجه جدایی آن از حوزه استحفاظی و سیاسی شهرستان تایباد و پیوستن به شهرستان جدید التاسیس باخرز برایشان پیش آمده مطالعه  کردم.از این مشکلات تا دلتان بخواهد  به علت این جدایی پیش آمده است.

شاید بعضی دوستان ایراد بگیرند که اسم اصلی استا ی به نام استای باخرز مشهور است .که البته این را درست می دانم زیرا در گذشته باخرز بر منطقه وسیعی از این منطقه اطلاق می شده که حتی شهر تایباد امروزی را هم در بر می گرفته و نمی توانیم این نام را منحصر به نقطه  فعلی باخرز  بنمائیم و با این دلیل به وابستگی استای به باخرز برسیم.

رابطه  روستائیان استای با تایباد از دیرباز به دلایل تاریخی،قومی ، مذهبی و فرهنگی بسیار پر رنگتر از رابطه با باخرز بوده و به دلایل جغرافیایی نیز وجود مانع کوهستانی مابین استای و باخرز ارتباط بین این دو نقطه را بسیار کاهش داده است. به همین دلیل است که بیشتر مراجعات روستائیان استای برای رفع نیازهای مختلف با نقطه شهری تایباد شکل گرفته و به تبع آن سکونت بسیاری از این روستائیان را در  اوج مهاجرتهای روستائی کشور(دهه 1355-1365) موجب گردیده است.

طبق نظریات مهاجرتی و طبق مدل مرکز -پیرامون،معمولاتاثیر وسعت و بزرگی یک نقطه در تصمیم گیریهای  مردم برای مراجعه به آن مکان بر فاصله از  مکان بیشتر است و به همین خاطر است که می بینیم با اینکه فاصله استای تا باخرز کمتر از فاصله استای تا تایباد می باشد ولی شیب سیر حرکت تاریخی جمعیت برای رفع نیازهای مختلف به طرف تایباد بوده است و سایر عوامل دیگر مانند موانع طبیعی،مرکزیت سیاسی طولانی تر تایباد،وابستگی های قومی و فرهنگی و بن بست بودن باخرز و... این عامل را تشدید نموده است.

پس به عینه می بینیم که تنها عامل نزدیکی  نمی تواند دلیلی بر الحاق استای به باخرز باشد.و حال که دوستان طراح ایده  تاسیس شهرستان باخرز به هدف خود رسیده اند.زمینه بازگشت روستای استای را به محدوده سیاسی شهرستان تایباد فراهم نمایند تا از این بیشتر مردم  روستا به زحمت نیفتند.هرچند که تاسیس شهرستان باخرز به نفع هر دو شهرستان شده و توانسته  این جمعیت ثابت(شهرستان های باخرز و تایباد) بودجه بیشتری را در استان جذب نمایند.

به امید آنکه  در آینده تصمیماتی که در سطح شهرستان و برای عامه مردم گرفته می شود با تامل بیشتری همراه باشد.تا کمترین مشکلات را برای مردم ایجاد نماید. در آینده نزدیک در موردلزوم منفک شدن حوزه انتخاباتی تایباد و تربت جام  (آرزوی دیرینه مردم تایباد و باخرز)هم بطور مفصل در همین وبلاگ با شما خواهم بود.


موضوعات مرتبط: شخصي، محلي و منطقه اي
[ پنجشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۳ ] [ ] [ عزيز يوسفي ]
بینالود،قله بینالود. این نام آشناییست برای بسیاری از دانش آموزانی که کتب جغرافیای دوره دبیرستان را  مطالعه کرده اند تا همین چند سال پیش از آن به عنوان  بلندترین قله خراسان یا به معنایی دیگر بام خراسان یاد می شد.

در سالهای اخیر با اندازه گیریهای دقیق قسمتی دیگر از این رشته کوه که در سمت شرقی آن قرار دارد به نام قله شیرباد بام خراسان را یدک می کشد ولی هنوز هم که هنوز است بینالود برای مردم کوهپایه های شمالی و جنوبی آن مظهر نعمت و آبادانی است و سرچشمه آبی که  دشتهای تشنه اطراف   در منطقه نیشابور،فیروزه،شاندیز و طرقبه و چناران را سیراب می کند و چه بسا بسیاری از روستائیانی که زندگی و معیشتشان به وجود این کوه گره خورده است.

برای صعود به قله 3215 متری بینالود از دو مسیر اصلی شمالی و جنوبی می توان به آن دست یافت مسیر جنوبی در محدوده شهرستان نیشابور و مسیر شمالی هم از شهرستان چناران می گذرد.

 تعداد هفت نفر از اعضای هیات کوهنوردی تایباد ،در صبح یک روز سرد پاییزی ساعت شش تایباد را به  جهت صعود به قله بینالود ترک کردند و پس از رسیدن به فلکه اول شهر چناران مجددا حدود دو کیلومتر به سمت مشهد برگشتند و در سمت راست وارد جاده آسفالته ای شدند که پس از گذشتن از روستاهای جمعاب و جبج  و مسافتی 27 کیلومتری به روستای فریزی رسیدند.

پس از رسیدن به فریزی می بایست جاده ای خاکی که به سمت جنوب روستا کشیده شده و دوازده کیلومتر در مسیرهای پر و پیچ وخم امتداد می یابد طی کنید تا به داخل دره ای تنگ و با رودخانه ای در این فصل پرآب رسید که دره  به وسیله درختاتن و باغات سیب و گردو پوشیده شده است.

ماشینها را در سایه درختان تنومند گردو و در نزدیکی رودخانه می گذاریم و بسوی قله در ساعت  12/30 بعد از ظهر حرکت می کنیم.ارتفاع این محل که به خانچه ابراهیمی معروف است 1775 متر اندازه گیری شد.

در جهت خلاف مسیر رودخانه و در دره ای کم عرض ادامه می دهیم و پس از چهل دقیقه به محلی می رسیم که باغات توسط سیم های خارداری محصور شده و از اینجا بایستی شیب دامنه سمت راست را بگیری و در جهت پاکوب موجود تا جانپناه ایمانی ادامه دهی. ساعت 14/20  به جانپناه می رسیم .جانپناهی شبیه چانپناه شیرباد و بصورت شیروانی و در دو طبقه که  چند روز جلوتر به همت گروه کوهنوردی کاویان مشهد بطور کامل بازسازی شده بود. و با یک قالی دواده متری ماشینی مفروش بود.

با استراحتی کوتاه و با توجه به کوتاه بودن روزهای پاییزی  به سمت  جانپناه بعدی ادامه می دهیم. با صعود بیشتر باد سردی شروع به وزیدن می کند و کم کم برف بر روی زمین ظاهر می شود با غروب افتاب و شروع تاریکی هوا به مسیر   از برف پوشیده می رسیم و بر روی گرده ای از کوه با شیب نسبتا زیاد تراورس می نمائیم شیب سمت راست بسیار زیاد و برفهای مسیر هم کاملا یخ زده بود که طی این مسیر پانصد متری انرژی زیادی از گروه گرفت. به علت تاریکی هوا و گم شدن پاکوب در برف  حدود نیم ساعت برای یافتن جانپناه سر گردان بودیم تا بالاخره توانستیم ساعت18 به جانپناه مدرس برسیم.باد به شدت می وزید و دما هم به شدت کاهش یافته بود و  شبی سرد و برفی را  نوید می داد.جانپناه مدرس بصورت فلزی و خمیده نیمدایره ای ساخته شده و کوچکتر از جانپناه ایمانی می باشد  و متاسفانه در خط الراس یک تپه ساخته شده که در معرض وزش بادهای شدید قرار دارد.

شدت وزش باد در نیمه های شب همراه با بارش برف های یخ زده ای که به بدنه فلزی جانپناه برخورد می کرد بسیار ترسناک بود .صبح برای صعود گروه آماده شده بود که به علت برف و بوران شدید و مه غلیظ که میدان دید را بسیار کاهش داده بود و به صلاحدید سرپرست ،گروه از ادامه مسیر انصراف داد و به سمت پایین حرکت کردیم و در ساعت 12/30  در زیر بارش برف و تگرگ به محل استقرار ماشینها رسیدیم و به زحمت زیاد توانستیم ماشینها را از شیبهای لغزنده به سلامتی عبور دهیم و بالاخره گروه به سلامتی و در ساعت 19 به تایباد رسید.

-تنوع رنگ درختان در پاییز جلوه ای زیبا به باغات بخشیده بود.

-باغداران تمام میوه ای باغات از جمله گردو و سیب ها را جمع آوری نموده بودند ولی به هر حال گردوها و سیبهایی که در مسیر باقی مانده بود  می توانست یک کوهنورد گرسنه و خسته را جانی دوباره ببخشد.

-رودخانه پر آب  دره، در این فصل کم آبی ،حکایت از پر آبی آن در فصل بهار داشت.

-کشاورزان از کوچکترین زمین حتی در دامنه ها نگذشته بودند و آن را تبدیل به باغی بارور نموده بودند. شغل اصلی و منبع در آمد مردم این روستاها  مبتنی بر باغداری و استفاده از این طبیعت زیبا بود.



پاییز رنگارنگ



رودخانه پر آب



ابتدای حرکت

 



جان پناه ایمانی

به افتخار ایران سربلند

جان پناه مدرس








باغات در فصل خزان






موضوعات مرتبط: كوهنوردي
[ پنجشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۳ ] [ ] [ عزيز يوسفي ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

اين وبلاگ سعي دارد مطالب متنوع، بخصوص در مورد منطقه تايباد را ارائه نمايد.نظرات ،انتقادات و پيشنهادات سازنده شما، مارا در هرچه بهتر كردن محتوي مطالب ياري خواهد كرد. پس دريغ نفرمائيد!!!
امکانات وب