سرزمین تایباد
 
قالب وبلاگ
چت باکس


کم کم داشت دلمان برای دیدن برف خیلی تنگ  می شد آخه امسال برفی که چند سانتی بر زمین بنشیند و کودکان و بزرگسالان هر کدام به نحوی شادی خود را نشان دهند نیامد که نیامد  که نیامد.

 پیش بینی های هواشناسی بارشهای خوبی را طی هفته جاری در منطقه  نوید داده بود که در تایباد ما بصورت باران و در ارتفاعات برف بر زمین نشست . و خواستیم که تجربه برف بزد را در زمستان امسال هم داشته باشیم(هر چند که تجربه برف پاییزی در بینالود برای ما خوشایند بود) اما برف زمستانی بزد چیز دیگری است.

از طرف دیگر امروز از وسیله نقلیه  هیات ( یک ون چهارده نفره)خریداری شده توسط تعدادی از اعضاء هیات  تایباد هم در این برنامه رونمایی شد و بالاخره با همت دوستان ،هیات ما هم دارای وسیله نقلیه شد و دغدغه هر هفته ما برای تهیه وسیله نقلیه مناسب را کاهش داد.

روز خوبی را با دوستان تجربه کردیم .یک روز سرد توام با وزش باد و بارش تند برف که بر خوشحالی ما می افزود.

ایام بکام.

 

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: كوهنوردي
[ جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ ] [ ] [ عزيز يوسفي ]
به دست خود درختی می نشانم             به پایش جوی آبی می کشانم

کمی تخم چمن بر روی خاکش                برای     یادگاری      می فشانم

...............                                        .................................

به تابستان که گرما رو نماید                 درختم دل هر رهگذر را می رباید

 

شاید خیلی از ما که در دهه های گذشته کتاب فارسی دبستان را می خواندیم  این شعر را به خوبی به یاد  می آوریم. شاید از مهمترین نکات آموزشی مستتر در این درس ، آموزش اهمیت وجایگاه درخت و پوشش گیاهی در زندگی ما انسانها بوده و هست. نکته ای که امروزه هم به کرار در کتب درسی و رسانه به آن  پرداخته می شود .هیج کس امروزه منکر نقش پوشش گیاهی در تعدیل آب و هوا و جلوگیری از فرسایش خاک نیست. و اگر یک کم بد بینانه نگاه کنیم می توانیم بسیاری از مشکلات زیست محیطی، تغییزات اقلیمی و... را تا حد زیادی به تخریب جنگلها و پوشش گیاهی مربوط دانست.

و اما بعد از مقدمه بالا موضوعی که چند وقتی است باعث دغدغه  من وبسیاری از دوستانی شده که به محیط زیست و منابع  طبیعی علاقه دارند وضعیت بسیار تاسف بار تاغزارهای اطراف شهر تایباد است که هر روز به  دلایل مختلف از تراکم و وسعت آن کاسته می شود. تاغزارهایی که  همه ما مردم شهر تایباد و روستاهای اطراف بایستی کاهش گرد وخاک در فضای زندگی را مدیون این درختان مقاوم باشیم که چه بسیار شلاقهای بادهای شدید و ضربات شن و ماسه ها را به جان و دل خریدند تا آسیب کمتری به ما برسد.

همانطور که پدر و مادرها به خاطر زحماتی که برای ما متحمل شدند حقی بر گردن ما دارند این درختان مقاوم هم حقی بر گردن همه ما مردمانی که عمری را در این منطقه رندگی کردند دارند.کمترین حق حفاظت در برابر تخریب گرانی گه گاه دانسته یا ندانسته این حافظان خاک را مورد هجوم بی رحمانه خود قرار می دهند و گاه برای ساعاتی خوشگذرانی ، درخت چند ساله ای را هیمه آتش  اجاق خود می نمایند و زغال این درختان سر از قلیان خانه هایی در می آورد که جوانی وطراوت جوانان ما را نشانه گرفته اند.از طرفی خشکسالی های اخیر بهانه ای به دست تعدادی از دامداران داده است که با چرای این مراتع بسیار فقیر و به قیمت به دست آوردن مقداری علوفه رایگان بهترین ثروت طبیعی ما را به یغما می برند. خوب در اینجا وظیفه یکایک ما است که  به هر صورت از این موضوع جلوگیری کرده و نگذاریم تلاشهای چندین دهه به این سرعت بر باد رفته  و وقتی از خواب بیدار شویم که که دیگر چیزی برای از دست دادن نداشته باشیم.

متولی رسمی حفاظت از این عرصه های  طبیعی اداره جنگل ها و منابع طبیعی است که متاسفانه  کوتاهی در این امر به خوبی مشهود است.امروز ساعت 14 که از مسیر کاریز به تایباد طی مسیر می کردم شاهد چرای پنج گله بزرگ گوسفند  که از کنار جاده هم  قابل مشاهده بود  بودم و این من را به کمی حساس کرد که نکند حفاظت از این عرصه ها فقط مختص ساعات اداری می باشد واداره مربوطه در ساعات غیر اداری هیچ مسولیتی در این زمینه ندارد.هفته پیش که یکی از دوستان این موضوع(چرای گله هادر تاغزارهای اطراف) را مطرح کرد  بلافاصله با اداره منابع طبیعی تماس گرفتم و به عنوان یک شهروند از فرد پاسخ گو(ریاست یا معاونت اداره) خواستم بخاطر نزدیکی فصل رویش علفهای سبز و اینکه این تاغزارها چند وقتی در ابتدای بهار به عنوان تفریحگاه حفاظت بیشتری از این تاغزارها شود که در جواب فرمودند  هر وقت گله گوسفندی دیدید   به یگان حفاظت ما اطلاع دهید !!!!!حرف من با این مسولین این است که اگر  میز های خود را ترک کنید و هفته یکی دوبار بازدیدی تفریحانه هم از این عرصه ها که فاصله زیادی با محل کارتان ندارد  داشته باشیدمطمئنا به وفور با این صحنه ها روبرو خواهید شد.و از شما  به عنوان یک شهروند تقاضامندم که نگذارید  حاصل دهها سال رشد و نگهداری این تاغزارها به این سادگی از دست برود.

همه ما شهروندان خودمان را در برابر حفظ این  طبیعت مسول بدانیم و با کمک به مسولین مربوطه،زمینه حفاظت بهتر از آن را فراهم سازیم

در پایان هم دو تصویر که چرای دام ها در این مراتع فقیر را نشان میدهد و بصورت غیر حرفه ای  گرفته شده آورده می شود.

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: محلي و منطقه اي
[ جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ ] [ ] [ عزيز يوسفي ]

دریا ها نماد فروتنی هستند.

در نهاد خود کوههایی بلندتر از خشکی ها دارند ولی هیچ گاه آن رابه رخ ما نمی کشند.

فروتنی را از دریا بیاموزیم.

[ پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳ ] [ ] [ عزيز يوسفي ]
جمعه این هفته:93/10/19 همایشی  مشترک  با شرکت هیاتهای کوهنوردی تایباد،تربت جام،باخرز و گروه جاویدان مشهد  در محل کوه بزد برگزار گردید و تعداد بیش از یکصد نفر از کوهنوردان این  شهرستانها  بصورت دسته جمعی قله 2828 متری بزد را صعود نمودند و تعداد 14 نفر از گروه جدید التاسیس کوهنوردی باخرز  برای اولین بار در این صعودهای مشترک شرکت نمودند که به این دوستان بابت تشکیل هیات کوهنوردی در این شهرستان تبریک می گویم.تعداد شرکت کنندگان از تایباد هم 22 نفر بودند  که همه گروهها با نشاط  زاید الوصفی توانستند بر بلندای این قله مرتفع منطقه بایستند و ندای وحدت خود را به همگان اعلام نمایند.

سرپرستی این هفته بر عهده آقای امین طیبین بود که از زحمات بی دریغانه ایشان تشکر می گردد. و همچنین از  هیات کوهنوردی تربت جام به جهت هماهنگی های لازم با سایر مناطق تشکر می گردد.

 

تعدادی از شرکت کنندگان همایش

کوهنوردان شرکت کننده تایبادی در همایش

 

هوای مه آلود کوهستان بزد

 

 

کوهنوردان تایباد و باخرز

کوهنوردان تایباد و باخرز در قله بزد

گروه کوهنوردی باخرز

نمای داخلی جان پناه ژنده پیل

کوهنوردان تایباد  در جان پناه ژنده پیل در قله بزد

[ جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۳ ] [ ] [ عزيز يوسفي ]

در بعضی از نقاط کوهستانی شهرستان تایباد گاه به مناطق بسیار بکری بر می خورید که شاید برای اولین بار که آن را از نزدیک می بینید اصلا فکرش را هم نمی کنی که در منطقه  خشکی ،اینچنین  مکانهایی وجود داشته باشد.

یکی از این مناطق دره علی آباد می باشد که در مسیر جاده آسفالته کرات به خواف  و بعد از طی حدود چهار کیلومتر و در 100 متری قبل از بند کرات در سمت راست جاده ای خاکی شما را بسوی این منطقه  راهنمایی می نماید.

این دره  یکی از محلهای رویشگاه درخت بنه است که درختان تنومند  و پرپشت قسمت زیادی از دره را پوشانده و علفهای سبز چمنی در مابین درختان شما را به یاد جنگلهای  سرسبز بلوط  زاگرس می اندازد. بیشتر افرادی که به این دره می آیند دامداران و شکارچیانی است که به دنبال شکار پرندگان و حیوانات علفخواری چون بز کوهی(کل )می باشد و این را می شود از آثار سنگرهای سنگ چینی شده  که در نزدیکی آبشخورها  ایجاد شده فهمید.

بلندترین ارتفاع  این مکان کوه سفید با ارتفاع 1760 متر می باشد که شما از آن بالا مشرف به منطقه خواف و منطقه تایباد می باشد.

معدن سنگ آهن دردوی نیز در سمت شرق قله قابل مشاهده می باشد و در اینجا ذکر این نکته شاید خالی از لطف نباشد که کم کاری مسولین شهرستان در گذشته های نه جندان دور(دو تا سه دهه گذشته) باعث خارج شدن این منطقه از  حوزه استحفاظی تایباد شده است. و شاید بتوان این امر را تاحدی در دور اندیشی و زرنگی مسولین منطقه خواف دانست.به نظر من یکی از کارهای مهمی که مسولین به ویژه نماینده شهرستان می تواند انجام دهد.تلاش جهت بازگرداندن  این منطقه به حوزه تایباد باشد.و در صورت تحقق ،خدمت بزرگی به اقتصاد شهرستان و همچنین اشتغال نماید.

تاریخ برنامه:جمعه:93/10/05

تعداد همنوردان:14 نفر

 

 

 

 

 

خستگی زیاد چکار که نمی کند

 

قله-معدن دردوی در پشت سر قابل مشاهده است

قله کوه سفید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   

  اینبار پدر و پسر از قاب دوربین آقای یوسفعلیزاده


موضوعات مرتبط: كوهنوردي، محلي و منطقه اي
[ دوشنبه هشتم دی ۱۳۹۳ ] [ ] [ عزيز يوسفي ]
صعود  به قله 2811 متری بزد  تربت جام

جمعه93/9/14

تعداد همنوردان:18 نفر

 

 

 

نرمش صبحگاهی در هوای سرد  دامنه های بزد

دریایی از ابر منطقه تربت جام را پوشانده بود

 

عکسها از :رحمان یوسفعلیزاده

[ سه شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۳ ] [ ] [ عزيز يوسفي ]
تاریخ اجرای برنامه:جمعه 93/9/7

مسیر :چشمه  زرد کردیانبه سمت بالاترین ارتفاع منطقه و خط الراس باخرز به  حوضه آبریزخواف

تعداد شرکت کنندگان:18 نفر

وسیله نقلیه:مینی بوس

ارتفاع شروع:1540 متر

ارتفاع نهایی صعود شده:2251 متر

ساعت حرکت از تایباد: 5/30 صبح جمعه

مسافت پیمایش شده:15 کیلومتر

ساعت برگشت:17/30

 

ابتدای مسیر

 

 

بفرمائید صبحانه

 

 

 

 نمایی از قله سیخستان

 

 نامهربانی با طبیعت

انبوه درختان بید و زرشک در مسیر

[ شنبه هشتم آذر ۱۳۹۳ ] [ ] [ عزيز يوسفي ]

گاه تصمیمات شتابزده و بدون مطالعه  قبلی  ،نتایج خوبی ببار نمی آورد.و چه بسا زمینه ظهور مشکلاتی را فراهم می کند که با صد برابر هزینه اولیه هم نمی توان به جبران آن پرداخت. مهمترین این تصمیمات در تقسیمات سیاس مناطق مختلف جغرافیایی  است که گهگهاهی در پهنه سرزمین بزرگ ایران عزیز شاهد آن هستیم.

تصمیماتی که گاه فی المجلس در مورد یک منطقه گرفته می شود و شاید تنها دلیل آن تصمیم فقط توجه به یک عامل بوده و بدون توجه به بسیاری از عواملی دیگر که نقض کننده آن تصمیم می باشد.

امروز در وبلاگ یکی از اهالی محترم و شریف  روستای استای ،شرح مشکلاتی که اهالی این روستا در نتیجه جدایی آن از حوزه استحفاظی و سیاسی شهرستان تایباد و پیوستن به شهرستان جدید التاسیس باخرز برایشان پیش آمده مطالعه  کردم.از این مشکلات تا دلتان بخواهد  به علت این جدایی پیش آمده است.

شاید بعضی دوستان ایراد بگیرند که اسم اصلی استا ی به نام استای باخرز مشهور است .که البته این را درست می دانم زیرا در گذشته باخرز بر منطقه وسیعی از این منطقه اطلاق می شده که حتی شهر تایباد امروزی را هم در بر می گرفته و نمی توانیم این نام را منحصر به نقطه  فعلی باخرز  بنمائیم و با این دلیل به وابستگی استای به باخرز برسیم.

رابطه  روستائیان استای با تایباد از دیرباز به دلایل تاریخی،قومی ، مذهبی و فرهنگی بسیار پر رنگتر از رابطه با باخرز بوده و به دلایل جغرافیایی نیز وجود مانع کوهستانی مابین استای و باخرز ارتباط بین این دو نقطه را بسیار کاهش داده است. به همین دلیل است که بیشتر مراجعات روستائیان استای برای رفع نیازهای مختلف با نقطه شهری تایباد شکل گرفته و به تبع آن سکونت بسیاری از این روستائیان را در  اوج مهاجرتهای روستائی کشور(دهه 1355-1365) موجب گردیده است.

طبق نظریات مهاجرتی و طبق مدل مرکز -پیرامون،معمولاتاثیر وسعت و بزرگی یک نقطه در تصمیم گیریهای  مردم برای مراجعه به آن مکان بر فاصله از  مکان بیشتر است و به همین خاطر است که می بینیم با اینکه فاصله استای تا باخرز کمتر از فاصله استای تا تایباد می باشد ولی شیب سیر حرکت تاریخی جمعیت برای رفع نیازهای مختلف به طرف تایباد بوده است و سایر عوامل دیگر مانند موانع طبیعی،مرکزیت سیاسی طولانی تر تایباد،وابستگی های قومی و فرهنگی و بن بست بودن باخرز و... این عامل را تشدید نموده است.

پس به عینه می بینیم که تنها عامل نزدیکی  نمی تواند دلیلی بر الحاق استای به باخرز باشد.و حال که دوستان طراح ایده  تاسیس شهرستان باخرز به هدف خود رسیده اند.زمینه بازگشت روستای استای را به محدوده سیاسی شهرستان تایباد فراهم نمایند تا از این بیشتر مردم  روستا به زحمت نیفتند.هرچند که تاسیس شهرستان باخرز به نفع هر دو شهرستان شده و توانسته  این جمعیت ثابت(شهرستان های باخرز و تایباد) بودجه بیشتری را در استان جذب نمایند.

به امید آنکه  در آینده تصمیماتی که در سطح شهرستان و برای عامه مردم گرفته می شود با تامل بیشتری همراه باشد.تا کمترین مشکلات را برای مردم ایجاد نماید. در آینده نزدیک در موردلزوم منفک شدن حوزه انتخاباتی تایباد و تربت جام  (آرزوی دیرینه مردم تایباد و باخرز)هم بطور مفصل در همین وبلاگ با شما خواهم بود.


موضوعات مرتبط: شخصي، محلي و منطقه اي
[ پنجشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۳ ] [ ] [ عزيز يوسفي ]
بینالود،قله بینالود. این نام آشناییست برای بسیاری از دانش آموزانی که کتب جغرافیای دوره دبیرستان را  مطالعه کرده اند تا همین چند سال پیش از آن به عنوان  بلندترین قله خراسان یا به معنایی دیگر بام خراسان یاد می شد.

در سالهای اخیر با اندازه گیریهای دقیق قسمتی دیگر از این رشته کوه که در سمت شرقی آن قرار دارد به نام قله شیرباد بام خراسان را یدک می کشد ولی هنوز هم که هنوز است بینالود برای مردم کوهپایه های شمالی و جنوبی آن مظهر نعمت و آبادانی است و سرچشمه آبی که  دشتهای تشنه اطراف   در منطقه نیشابور،فیروزه،شاندیز و طرقبه و چناران را سیراب می کند و چه بسا بسیاری از روستائیانی که زندگی و معیشتشان به وجود این کوه گره خورده است.

برای صعود به قله 3215 متری بینالود از دو مسیر اصلی شمالی و جنوبی می توان به آن دست یافت مسیر جنوبی در محدوده شهرستان نیشابور و مسیر شمالی هم از شهرستان چناران می گذرد.

 تعداد هفت نفر از اعضای هیات کوهنوردی تایباد ،در صبح یک روز سرد پاییزی ساعت شش تایباد را به  جهت صعود به قله بینالود ترک کردند و پس از رسیدن به فلکه اول شهر چناران مجددا حدود دو کیلومتر به سمت مشهد برگشتند و در سمت راست وارد جاده آسفالته ای شدند که پس از گذشتن از روستاهای جمعاب و جبج  و مسافتی 27 کیلومتری به روستای فریزی رسیدند.

پس از رسیدن به فریزی می بایست جاده ای خاکی که به سمت جنوب روستا کشیده شده و دوازده کیلومتر در مسیرهای پر و پیچ وخم امتداد می یابد طی کنید تا به داخل دره ای تنگ و با رودخانه ای در این فصل پرآب رسید که دره  به وسیله درختاتن و باغات سیب و گردو پوشیده شده است.

ماشینها را در سایه درختان تنومند گردو و در نزدیکی رودخانه می گذاریم و بسوی قله در ساعت  12/30 بعد از ظهر حرکت می کنیم.ارتفاع این محل که به خانچه ابراهیمی معروف است 1775 متر اندازه گیری شد.

در جهت خلاف مسیر رودخانه و در دره ای کم عرض ادامه می دهیم و پس از چهل دقیقه به محلی می رسیم که باغات توسط سیم های خارداری محصور شده و از اینجا بایستی شیب دامنه سمت راست را بگیری و در جهت پاکوب موجود تا جانپناه ایمانی ادامه دهی. ساعت 14/20  به جانپناه می رسیم .جانپناهی شبیه چانپناه شیرباد و بصورت شیروانی و در دو طبقه که  چند روز جلوتر به همت گروه کوهنوردی کاویان مشهد بطور کامل بازسازی شده بود. و با یک قالی دواده متری ماشینی مفروش بود.

با استراحتی کوتاه و با توجه به کوتاه بودن روزهای پاییزی  به سمت  جانپناه بعدی ادامه می دهیم. با صعود بیشتر باد سردی شروع به وزیدن می کند و کم کم برف بر روی زمین ظاهر می شود با غروب افتاب و شروع تاریکی هوا به مسیر   از برف پوشیده می رسیم و بر روی گرده ای از کوه با شیب نسبتا زیاد تراورس می نمائیم شیب سمت راست بسیار زیاد و برفهای مسیر هم کاملا یخ زده بود که طی این مسیر پانصد متری انرژی زیادی از گروه گرفت. به علت تاریکی هوا و گم شدن پاکوب در برف  حدود نیم ساعت برای یافتن جانپناه سر گردان بودیم تا بالاخره توانستیم ساعت18 به جانپناه مدرس برسیم.باد به شدت می وزید و دما هم به شدت کاهش یافته بود و  شبی سرد و برفی را  نوید می داد.جانپناه مدرس بصورت فلزی و خمیده نیمدایره ای ساخته شده و کوچکتر از جانپناه ایمانی می باشد  و متاسفانه در خط الراس یک تپه ساخته شده که در معرض وزش بادهای شدید قرار دارد.

شدت وزش باد در نیمه های شب همراه با بارش برف های یخ زده ای که به بدنه فلزی جانپناه برخورد می کرد بسیار ترسناک بود .صبح برای صعود گروه آماده شده بود که به علت برف و بوران شدید و مه غلیظ که میدان دید را بسیار کاهش داده بود و به صلاحدید سرپرست ،گروه از ادامه مسیر انصراف داد و به سمت پایین حرکت کردیم و در ساعت 12/30  در زیر بارش برف و تگرگ به محل استقرار ماشینها رسیدیم و به زحمت زیاد توانستیم ماشینها را از شیبهای لغزنده به سلامتی عبور دهیم و بالاخره گروه به سلامتی و در ساعت 19 به تایباد رسید.

-تنوع رنگ درختان در پاییز جلوه ای زیبا به باغات بخشیده بود.

-باغداران تمام میوه ای باغات از جمله گردو و سیب ها را جمع آوری نموده بودند ولی به هر حال گردوها و سیبهایی که در مسیر باقی مانده بود  می توانست یک کوهنورد گرسنه و خسته را جانی دوباره ببخشد.

-رودخانه پر آب  دره، در این فصل کم آبی ،حکایت از پر آبی آن در فصل بهار داشت.

-کشاورزان از کوچکترین زمین حتی در دامنه ها نگذشته بودند و آن را تبدیل به باغی بارور نموده بودند. شغل اصلی و منبع در آمد مردم این روستاها  مبتنی بر باغداری و استفاده از این طبیعت زیبا بود.



پاییز رنگارنگ



رودخانه پر آب



ابتدای حرکت

 



جان پناه ایمانی

به افتخار ایران سربلند

جان پناه مدرس








باغات در فصل خزان






موضوعات مرتبط: كوهنوردي
[ پنجشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۳ ] [ ] [ عزيز يوسفي ]

خشکسالی های پی در پی دیگه نه برای ما مردمان این سرزمین عادی شده بلکه زمین و طبیعت هم دیگه  این خشکی تقریبا دائمی را باور کرده و انتظار زیادی از آسمان خسیس ندارند و می بایستی در پی مقاوم ساختن خود  در برابر این پدیده بپردازد.در زنجیره غذایی در یک اکوسیستم وقتی یک حلقه از زنجیره به دلایلی مانند بیماری،شرایط جوی،شکار و یا برداشت بی رویه رو به کاهش می گذارد حلقه های بعدی هم از آن تاثیر می گیرند به عنوان مثال کاهش جمعیت  گیاهخواران در یک زیست بوم لاجرم به کاهش جمعیت گوشتخواران خواهد انجامید مگر این که حلقه دوم(تغییر عادت غذایی) بدهد تا بقای خود را حفظ نماید مثل شغالهای منطقه تایباد که با از بین رفتن طعمه های طبیعی اشان ،حالا  زباله خوردن و سرک کشیدن به کیسه های زباله خانه ها عادتشان شده و بدین ترتیب باقی مانده اند.

با ذکر مقدمه بالا می خواستم  اشاره ای کنم به  برنامه امروز کوهنوردی هیات کوهنوردی تایباد در منطقه گولوش (استای-سوران-فایندر)(در محدوده سه شهرستان :(باخرز،تایباد و خواف) که این دومین بار بود که برنامه در این منطقه اجرا می شد.یک بار اسفند 91 و دیگری امروز جمعه 93/8/2  که در برنامه امروز تعداد شانزده نفر از همنوردان آقا و خانم در آن شرکت داشتند و به وضوح می شد تشنگی زمین را از چهره چروکیده و لبان تفتیده آن تشخیص داد.و همانطور که اشاره شد حالا گیاهان و جانوران منطقه هم این خشکی طولانی را باور کرده اند.از تراکم پوشش گیاهی به شدت کاسته شده و به تبع آن حالا کمتر جنبنده ای در منطقه به چشم می خورد و آن قسمت اندک هم چشم امید به مزارع محدود کشاورزی اطراف روستاها دارند و مردم  منطقه آنها را به چشم آفت می بینند و در پی  راهی برای مقابله با آن.

دره گولوش که فکر می کنم وجه تسمیه آن بخصوص در زمان گذشته که دارای آب فراوانی بود و النگ های پر آب سطح وسیعی از آنرا می پوشاند وتشکیل گل و لجن(لوش) در آن ،باعث این نامگذاری شده است و شاید گو نه به تنها به معنای گاو بلکه بیشتر بر یک دره و تنگه اطلاق می گردید. شاهد این امر وجود دره ای به موازات این دره بنام دره گو سیرون(گو سوران-یعنی تنگه روستای سوران) می باشد.

گولوش دره ای است مابین روستای سوران واستای و به سوران خیلی نزدیکتر از استای.یکصد متری را که از روستای سوران به طرف استای می پیمایی در سمت چپ جاده راهی خاکی شما را بسوی این دره رهنمون می نماید قبل از رسیدن به محل دره که بصورت آبشاری کوتاه است می بایست از ارتفاعات سمت راست بالا رفت تا در مسیر دره ای تنگ و در جهت عمود بر دره اولی قرار بگیری و سپس با طی حدود هشت کیلومتر و ورود به حوضه آبریز شهرستان خواف  به دره ای پر درخت با جویباری زلال و پرآب می رسی که درختان انبوه بید و زرشک جویبار را احاطه کرده اند و با هزار رنگ پاییزی جلوه خاصی در در این محیط خشک ایجاد کرده اند.

ناگفته نماند که این محل در حوزه روستای فایندر خواف است و بیشترین کسانی که برای گذران روزی در دامن طبیعت را مردمان خواف تشکیل می دهند و هیچ راه ماشین رو از محدوده تایباد به این منطقه وجود ندارد.

در یک حرکت مداوم با نیم ساعت زمان برای صرف صبحانه این مسیر از ساعت 7/30 تا11/30 به طول انجامید و برای برگشت هم همین مدت زمان صرف شد.در طی مسیر می توان از چشمه هایی با آب اندک و گاه منفذ لوله ای  که آب را به طرف پایین منتقل می نماید به آب دسترسی داشت در فصل بهار هم که بیشتر مسیر آب جاری در دستری است.

برگشت به تایباد تا ساعت 19 طول کشید که تاخیر یک ساعته هم به دلیل ترکیدگی لاستیک مینی بوس بود که به هر حال بخیر گذشت.

 

پاییز و قله سنگی استای

 

 

النگ های پر آب که دیگه رو به خشکی و نابود اند

پدر و پسر

 

 

موتور ایژ خاطرات گذشته را زنده کرد دیگه نسل اینها هم مثل حیات وحش رو به انقراض است

قابلمه آبگوشت جوانان روستای فایندر

گولوش

قسمتی از دره گولوش


موضوعات مرتبط: كوهنوردي
[ جمعه دوم آبان ۱۳۹۳ ] [ ] [ عزيز يوسفي ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

اين وبلاگ سعي دارد مطالب متنوع، بخصوص در مورد منطقه تايباد را ارائه نمايد.نظرات ،انتقادات و پيشنهادات سازنده شما، مارا در هرچه بهتر كردن محتوي مطالب ياري خواهد كرد. پس دريغ نفرمائيد!!!
امکانات وب