خشکسالی های پی در پی دیگه نه برای ما مردمان این سرزمین عادی شده بلکه زمین و طبیعت هم دیگه  این خشکی تقریبا دائمی را باور کرده و انتظار زیادی از آسمان خسیس ندارند و می بایستی در پی مقاوم ساختن خود  در برابر این پدیده بپردازد.در زنجیره غذایی در یک اکوسیستم وقتی یک حلقه از زنجیره به دلایلی مانند بیماری،شرایط جوی،شکار و یا برداشت بی رویه رو به کاهش می گذارد حلقه های بعدی هم از آن تاثیر می گیرند به عنوان مثال کاهش جمعیت  گیاهخواران در یک زیست بوم لاجرم به کاهش جمعیت گوشتخواران خواهد انجامید مگر این که حلقه دوم(تغییر عادت غذایی) بدهد تا بقای خود را حفظ نماید مثل شغالهای منطقه تایباد که با از بین رفتن طعمه های طبیعی اشان ،حالا  زباله خوردن و سرک کشیدن به کیسه های زباله خانه ها عادتشان شده و بدین ترتیب باقی مانده اند.

با ذکر مقدمه بالا می خواستم  اشاره ای کنم به  برنامه امروز کوهنوردی هیات کوهنوردی تایباد در منطقه گولوش (استای-سوران-فایندر)(در محدوده سه شهرستان :(باخرز،تایباد و خواف) که این دومین بار بود که برنامه در این منطقه اجرا می شد.یک بار اسفند 91 و دیگری امروز جمعه 93/8/2  که در برنامه امروز تعداد شانزده نفر از همنوردان آقا و خانم در آن شرکت داشتند و به وضوح می شد تشنگی زمین را از چهره چروکیده و لبان تفتیده آن تشخیص داد.و همانطور که اشاره شد حالا گیاهان و جانوران منطقه هم این خشکی طولانی را باور کرده اند.از تراکم پوشش گیاهی به شدت کاسته شده و به تبع آن حالا کمتر جنبنده ای در منطقه به چشم می خورد و آن قسمت اندک هم چشم امید به مزارع محدود کشاورزی اطراف روستاها دارند و مردم  منطقه آنها را به چشم آفت می بینند و در پی  راهی برای مقابله با آن.

دره گولوش که فکر می کنم وجه تسمیه آن بخصوص در زمان گذشته که دارای آب فراوانی بود و النگ های پر آب سطح وسیعی از آنرا می پوشاند وتشکیل گل و لجن(لوش) در آن ،باعث این نامگذاری شده است و شاید گو نه به تنها به معنای گاو بلکه بیشتر بر یک دره و تنگه اطلاق می گردید. شاهد این امر وجود دره ای به موازات این دره بنام دره گو سیرون(گو سوران-یعنی تنگه روستای سوران) می باشد.

گولوش دره ای است مابین روستای سوران واستای و به سوران خیلی نزدیکتر از استای.یکصد متری را که از روستای سوران به طرف استای می پیمایی در سمت چپ جاده راهی خاکی شما را بسوی این دره رهنمون می نماید قبل از رسیدن به محل دره که بصورت آبشاری کوتاه است می بایست از ارتفاعات سمت راست بالا رفت تا در مسیر دره ای تنگ و در جهت عمود بر دره اولی قرار بگیری و سپس با طی حدود هشت کیلومتر و ورود به حوضه آبریز شهرستان خواف  به دره ای پر درخت با جویباری زلال و پرآب می رسی که درختان انبوه بید و زرشک جویبار را احاطه کرده اند و با هزار رنگ پاییزی جلوه خاصی در در این محیط خشک ایجاد کرده اند.

ناگفته نماند که این محل در حوزه روستای فایندر خواف است و بیشترین کسانی که برای گذران روزی در دامن طبیعت را مردمان خواف تشکیل می دهند و هیچ راه ماشین رو از محدوده تایباد به این منطقه وجود ندارد.

در یک حرکت مداوم با نیم ساعت زمان برای صرف صبحانه این مسیر از ساعت 7/30 تا11/30 به طول انجامید و برای برگشت هم همین مدت زمان صرف شد.در طی مسیر می توان از چشمه هایی با آب اندک و گاه منفذ لوله ای  که آب را به طرف پایین منتقل می نماید به آب دسترسی داشت در فصل بهار هم که بیشتر مسیر آب جاری در دستری است.

برگشت به تایباد تا ساعت 19 طول کشید که تاخیر یک ساعته هم به دلیل ترکیدگی لاستیک مینی بوس بود که به هر حال بخیر گذشت.

 

پاییز و قله سنگی استای

 

 

النگ های پر آب که دیگه رو به خشکی و نابود اند

پدر و پسر

 

 

موتور ایژ خاطرات گذشته را زنده کرد دیگه نسل اینها هم مثل حیات وحش رو به انقراض است

قابلمه آبگوشت جوانان روستای فایندر

گولوش

قسمتی از دره گولوش

+ نوشته شده در  جمعه دوم آبان 1393ساعت   توسط عزيز يوسفي  | 

حیفم آمد این تصاویر زیبا را نبینید.

 بقیه تصاویر را اینجا ببینید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مهر 1393ساعت   توسط عزيز يوسفي  | 

فرا رسیدن عید سعید قربان،عید به مسلخ کشیدن نفس و به معراج بردن عشق،عید سربلندی امت ،عید نوشیدن از چشمه های نور رحمت بر همه دوستان عزیز و گرامی مبارکباد.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مهر 1393ساعت   توسط عزيز يوسفي  | 

فرا رسیدن ماه مهر و مهربانی و بهار دانش،بر همه دانش آموزان فرهنگیان و فرهیختگان مبارکباد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم شهریور 1393ساعت   توسط عزيز يوسفي  | 

یکی از دره های زیبا و پر درخت که در آخرین محدوه باخرز و مرزسیاسی باخرز و شهرستان زاوه واقع شده دره ایشتی(اشتین) می باشد.

راه دسترسی به این مکان زیبا از دو طریق میسر است.

مسیر اول از روستای همت آباد باخرز که جاده ای خاکی به طول تقریبی ده کیلومتر شما را به آنجا می رساند این جاده خاکی  نامناسب ،کمی برای وسایل نقلیه مشکل ایجاد می کند.

مسیر دوم  در مسیر باخرز به زاوه بعد از روستای قلعه سرخ جاده ای آسفالته  فرعی ای را به سمت چپ  انتخاب و بعد از گذشتن از سه روستای علمدار،شاهین و علیک که تا آنجا آسفالت است می بایست مسیری خاکی ولی مناسب به طول تقریبی چهار کیلومتر را طی کرد تا به اول دره اشتی رسید.

در این سال کم باران ،اما دره بسیار سر سبز وبا آبی بسیار شفاف  و سرد مسیر آبراهه را پر کرده است و گویا در این وانفسای تابستان اثری از کم آبی در آنجا نیست.با سه ساعت راهپیمایی آرام به انتهای دره می رسید که چشمه ای از زیر کوه به بیرون می جوشد و این محیط سرسبز را بوجود می آورد. هنوز هم  این دره در روزهای تعطیل عده زیادی از خانواده ها را برای استراحت در سایه درختان بزرگ بید و زالزالک به طرف خود جذب می نماید.

ناگفته نماند که آب این دره به وسیله یک جوی سیمانی در دشت همت آباد مورد استفاده کشاورزان قرار می گیرد.

همچنین درختان فراوان زرشک وحشی با میوه های رنگارنگ(زرد-قرمز-نارنجی ) هارمونی ای از رنگ را بوجود آورده اند.متاسفانه عده ای افراد سهل انگار  باعث آتش سوزی های وسیعی در مسیر دره شده لند که بسیاری از درختان  طعمه حریق گردیده  و از بین رفته است.بلایی که این روزها بسیاری از جنگلهای ایران بخصوص جنگل گلستان  گرفتار آن هستند.

هیات کوهنوردی تایباد امروز جمعه 93/06/14 متشکل از چهاده نفر آقا و خانم در برنامه  کوهپیمایی مسیر دره اشتی شرکت داشتند.

 

 

 

 

 

درختان زیبای زرشک

 

آب زلال دره

ناسپاسی!!!

با طبیعت مهربان باشیم

 

 

نمایی از ابتدای دره

گاهی هم به این مشکلات بر می خورید

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم شهریور 1393ساعت   توسط عزيز يوسفي  | 

خیلی از مردم  تصوری که از میراث فرهنگی در ذهن دارند وجود بناهای تاریخی قدیمی است.ولی انصافا علاوه بر بناها تاریخی که حاصل ذوق و هنر پیشینیان می باشد و بایستی بخوبی از ان صیانت کرد .بسیاری از باغات که در  حاصل عمر و زحمت پیشینیان هست را هم می توان در این قلمرو جای داد.

با این مقدمه  می خواهم اشاره کنم به یکی از این  میراپهای زنده طبیعی که در شهرمان قرار دارد و بطور نامحسوس و در گذر زمان  در حال از بین رفتن است.شاید درست حدس زده باشید.بله امروز صبح که از خیابان خرمشهر بطرف فلکه پلبند(سیف باخرزی) حرکت می کردم متوجه شدم که درب باغ بزرگ کریمدادی باز است و در بیرون و در کنار خیابان چند سبد انگور درشت برای فروش گذاشته شده است . درشتی و خوش رنگی انگورها  مرا وسوسه کرد که توقف نمایم و مقداری از آن انگور را خریداری نمایم الحق و انصاف انگوری به این شیرینی و تردی در منطقه اگر نگویم بی نظیر ولی کم نظیر است. واز طرفی وسعت دو و نیم هکتاری این باغ  خود قسمتی از ریه تنفسی شهر را تشکیل می دهد.و حیف است که به مرور زمان این باغ هم مثل بیشتر باغات مهروس دچار و گرفتار ساخت و ساز گردند و فقط نامی از آن باقی بماند  و برای اینکه به اصطلاح برای خود بهشتی بسازیم( اشاره به ساخت محله بهشت در اراضی مهروس) این بهشتهای زمینی را به ثمن بخس بفروشیم  و مردم این شهر را از آن محروم سازیم.به امید اینکه دست اندر کاران شهر با نظارت بیشتر جلوی تخریب این فضای نادر را بگیرند .بررسی تصاویر ماهواره ای چند سال اخیر نشان از کاسته شدن وسعت و خشکاندن درختان آن به منظور ساخت و ساز دارد.

 

موقعیت نسبی باغ

 

باغ در سال 1384

 

باغ در سال 1393

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم شهریور 1393ساعت   توسط عزيز يوسفي  | 

 

بعد از ماه مبارک رمضان و اینکه یک ماه دوستان کوهنورد در هنگام روز نتوانسته بودند به کوهنوردی بپردازند فرصت خوبی بود که بار دیگر  دوستان  ما به بهانه کوهنوردی دور هم جمع شوند و اینبار تصمیم گرفته شد به خاطر اینکه هم حال و هوایی عوض شود و هم برنامه ای جذاب را داشته باشیم صعود به قله ماران(قلعه یا قله موران) در استان گلستان در بر نامه کار قرار گرفت .

تعداد 12 نفر از همنوردان روز دوم عید فطر(چهارشنبه93/5/8) تایباد را با سه دستگاه ماشین سواری به مقصد استان گلستان ترک کردیم و بعد از ده ساعت به شهر آزادشهر رسیدیم.بعد از استراحت در منزل یکی از همنوردان ساکن در این شهر فردا به سمت شهر رامیان و سپس روستای پاقلعه حرکت کردیم ساعت 8 صبح از پای قله به سمت بالا در یک مسیر جنگلی صعود را در یک هوای بسیار عالی شروع کردیم.شیب بسیار تند مسیر  ما را در زیر درختان بسیار مرتفع به سمت بالا  هدایت می کرد بعد از دو ساعت به  منطقه ای رسیدیم که قسمت مسطح قله را تشکیل می داد .چشمه ای کم آب در ابتدای سطح قله تشنگی کوهنوردان را مرتفع می ساخت .پس از صرف صبحانه به گشت و گذار در یک فضای بسیار وسیع در سطح قله پر داختیم که شامل سنگهای زیبایی بود که به وسیله فرسایش آبی و یخچالی به اشکال زیبایی در آمده بود و همچنین پوشش جنگلی و گیاهی این منطقه بسیار زیبا بود.درختان تنومند ،سرخسهای انبوه، تنه های بزرگ فرو افتاده درختان از زیبائیهای این منطقه می باشد.تعدادی از عشایر هم در بلندای این منطقه  با چرای دامهایشان در پی جستجوی رزق حلال می باشند.

ارتفاع بلند ترین نقطه این قله در حدود 2430 متر ذکر شده است.

در فصل بارندگی صعود به قله به علت گل آلود و لغزنده بودن مسیر صعود کار بسیار مشکل و تا حدی غیر ممکن می باشد.

این قله از تمام جهات دارای شیب تند و پر تگاهی می باشد و فقط از یک مسیر امکان صعود وجود دارد.

مسیر بازگت از قله تا پاقلعه حدود یک و نیم ساعت زمان می برد.

این مطلب را هم در مورد قله موران که از سایت کاویان  گرفته شده مطالعه کنید.

قلعه موران (پايتخت ييلاقي اشكانيان) که نام آن به دست اهل قلم«قلعه ماران»شده است، یکی از عجیب ترین قلعه‏های گرگان و صعب العبورترین قلعه‏های ایران است. قلعه میران یا قلعه موران یا قلعه ماران یا دژتاکی قله‌ای به ارتفاع ۲۴۳۰ است  متر که در جنوب غرب شهر رامیان واقع شده‌است در بالای این قله زمینی مسطح به مساحت ۳ کیلومتر مربع قرار دارد که در طول تاریخ پایتخت و مرکز برخی حکومت‌ها بوده‌است که از مهمترین آن‌ها می‌توان به پایتخت ییلاقی سلسله اشکانیان اشاره کرد . همچنین کتب فراوانی در خصوص تاریخ قلعه میران مطالبی نگاشته‌اند که در ذیل به برخی از انها  اشاره می‌شود: ۱- ابت در سال ۱۲۶۰ه.ق در باره موران قلعه می‌نویسد: موران قلعه ، کوه بلندی است در طرف شرقی استرآباد و هشت فرسنگی آن. بالای آن قلعه خرابه ایست که زندانی و چاهی و اراضی کشت دارد. دسترسی به قلعه از راهی باریک است می‌گویند در موران قلعه محمد زمان خان-یکی از حکام محلی دوران فتحعلی شاه- تمام سران ایل قاجار را زندانی کرد و برادر خود-رحیم خان-را مامور ایشان نمود و اعلان استقلال داد.فتحعلی شاه سربازانی به فرماندهی حسین خان پدر حاکم امروزی(۱۲۶۰)استرآباد-به این قلعه فرستاد. ساکنان استرآباد او را اسیر کردند و به دست سربازان رحیم خان دادند. ۲- رابینو در باره قلعه موران می‌نویسد: قلعه ماران در کوه ماران(=ایلان)از کوههای رامیان در میان چمنزاری واقع است. راه باریکی به آن منتهی می‌شود. در مقابل مهاجمان به آسانی قابل دفاع است ۳- نصیرالکتاب نقل می‌کند که محمد حسن خان جلایر خود را فرمانروای دشت گرگان نموده و اعلان استقلال داده بود. موقعی که حکومت مرکزی برای سرکوبی او لشکر فرستاد به قلعه ماران کوه پناه برد. ۴- در تاریخ اشکانیان تالیف محمد حسن خان اعتمادالسلطنه آمده‌است که سلاطین اشکانی شش ماه از سال را در تیسفون سر می‌کردند و شش ماه دیگر را در ییلاقات طبرستان و مازندران و شاه کوه و استرآباد بودند. ۵- سایکس مدعی است که قلعه ماران. همان پایتخت دوم اشکانیان است که تیرداد ساخته و آن را دارا نامیده که همان داریون یونانیان است. ۶- همچنین گریگوری ملگونوف در بیان ثروت کوهستان‌های استرآباد اشاره به کوه قلع ماران در شرق فندرسک دوازده فرسنگی فندرسک که حاوی قلع و مس است می‌کند. ۷- سعیدی مولف کتاب رامیان و فندرسک در باره قلعه ماران(=موران)می نویسد. کوه قلعه ماران بلندترین کوههای بخش رامیان و گرگان است. سر کوه مسطح و مرتع گاو و گوسفند است و چشمه آبی بر سر کوه‌است که مورد استفاده دامداران است. گندم‌های ذخیره امیر خان سردار- برادر محمد زمانخان که در چاههایی که در قله‌است همانند ذغال تا امروز باقی است.8-سعیدی مولف کتاب رامیان و فندرسک در باره قلعه ماران(=موران)می نویسد. کوه قلعه ماران بلندترین کوههای بخش رامیان و گرگان است. سر کوه مسطح و مرتع گاو و گوسفند است و چشمه آبی بر سر کوه‌است که مورد استفاده دامداران است. گندم‌های ذخیره امیر خان سردار- برادر محمد زمانخان که در چاههایی که در قله‌است همانند ذغال تا امروز باقی است

 

 

 ابتدای مسیر

 مسیر جنگلی

 تاسیسات عشایری در سطح قله

 

 دور نمای قله موران

 

 در میان سرخسها

 

 

 حیف است که به گلستان بیایی و گنبد کاووس را نبینی!!

 

این هم از زیبائیهای گلستان  

 اشکال زیبا در سنگها  که بوسیله فرسایش بوجود آمده است

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مرداد 1393ساعت   توسط عزيز يوسفي  | 

پس از یک ماه عبادت به درگاه خداوند و گذران ماه روزه و نماز و مناجاتهای سحرگاهی ،روز عید فطر روز دریافت پاداش الهی بر همه دوستان مبارکباد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت   توسط عزيز يوسفي  | 

شاید برای خیلی از ماها این مطالبی را که در ادامه ذکر می کنم پیش پا افتاده باشد بخصوص که ما تایبادیها که همه را با یک جمله قصار-به قبر-بی خیال می شویم.ولی لازم دیدم که امروز یک مطلب مرغی را بنویسم.

زمانی میگفتند که گندم و نان غذای اصلی مردم ایران را تشکیل می دهد و به عبارتی قوت لایموت مردم می باشد .وشاید امروزه درست تر آن باشد که در بین غذاهای پروتئینی مرغ همان قدر به اندازه گندم و نان جایگاه پیدا کرده است.قیمت بسیار بالای گوشت قرمز باعث شده که سبد غذایی خانواده ها کم کم  از گوشت قرمز خالی شود و شاید در بسیاری از اوقات که در زمانهای گذشته گوشت قرمز در مجالس عروسی و عزا مصرف می شددیگر خبری از آن نیست و گوشت اصلی این مجالس بین یک تا نصف ران مرغ متغیر است.

با این مقدمه می خواستم به وضعیت نابسامان عرضه این ماده پروتئینی مهم در شهر تایباد بپردازم.شاید همشهریان عزریز چند سال پیش را به خوبی به یاد داشته باشند که قیمت مرغ تازه حتی از شهر مشهد و سایر شهرهای استان  ارزانتر در تایباد عرضه می شد.و از این بابت کلی خوشحال بودیم.ولی این آغاز ماجرا بود چونکه رقابت شدیدی بین دو سه عرضه کننده اصلی مرغ در شهرستان بوجود آمده بود و هر یک از طرفین می خواستند با پائین آوردن قیمت(در اصطلاح اقتصاد-دامپینگ) لو به قیمتی کمتر از خرید اصلی اشان ٰرقیب را از میدان به در کنند که این اتفاق افتاد و تقریبا بعد از آن عرضه و توزیع مرغ در تایباد بصورت انحصاری در آمد و هر چه ضرر رقابت با رقبا را در عرضه قیمت پایین تر توانستد با قیمتهای بالای خودشان جبران کنند .مقایسه  تفاوت قیمت مرغ دیروز-شنبه93/5/4- بین شهر های تایباد و تربت جام به حدود هشتصد تومان می رسید.با اینکه به گفته بسیاری از عرضه کنندگان خرد در تایباد نوع مرغ عرضه شده در تایباد(مرغ تربت حیدریه) نسبت به مرغ مشهد از نظر کیفیت درجه دو محسوب می گردد و قیمت آن دویست تومان از مرغ مشهد کمتر است.ولی تفاوت فاحش قیمت در دو شهرستان منافع زیادی به جیب توزیع کنندگان وضررهایی را متوجه مصرف کنندگان می نماید.

حال نمی دانم مسئول نظارت بر این امور کدام اداره است:اداره بازرگانی؟ اداره تعزیرات حکومتی؟یا....

ولی هرچه و هرکی که هست در این بین فقط مصرف کننده بدون حمایتی است که مجبور به خرید با قیمتهای موجود هستند.امیدوارم که کسی باشد که پیگیر این مسائل شهرستان باشدو دلایل این تفاوت قیمت را روشن سازد.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مرداد 1393ساعت   توسط عزيز يوسفي  | 

ما که کاری عملی از دستمان بر نمی آید بیائیم حداقل در این روزهای آخر رمضان برای مردم  مظلوم غزه دعا کنیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام تیر 1393ساعت   توسط عزيز يوسفي  |