سرزمین تایباد
 
قالب وبلاگ
چت باکس


گاه تصمیمات شتابزده و بدون مطالعه  قبلی  ،نتایج خوبی ببار نمی آورد.و چه بسا زمینه ظهور مشکلاتی را فراهم می کند که با صد برابر هزینه اولیه هم نمی توان به جبران آن پرداخت. مهمترین این تصمیمات در تقسیمات سیاس مناطق مختلف جغرافیایی  است که گهگهاهی در پهنه سرزمین بزرگ ایران عزیز شاهد آن هستیم.

تصمیماتی که گاه فی المجلس در مورد یک منطقه گرفته می شود و شاید تنها دلیل آن تصمیم فقط توجه به یک عامل بوده و بدون توجه به بسیاری از عواملی دیگر که نقض کننده آن تصمیم می باشد.

امروز در وبلاگ یکی از اهالی محترم و شریف  روستای استای ،شرح مشکلاتی که اهالی این روستا در نتیجه جدایی آن از حوزه استحفاظی و سیاسی شهرستان تایباد و پیوستن به شهرستان جدید التاسیس باخرز برایشان پیش آمده مطالعه  کردم.از این مشکلات تا دلتان بخواهد  به علت این جدایی پیش آمده است.

شاید بعضی دوستان ایراد بگیرند که اسم اصلی استا ی به نام استای باخرز مشهور است .که البته این را درست می دانم زیرا در گذشته باخرز بر منطقه وسیعی از این منطقه اطلاق می شده که حتی شهر تایباد امروزی را هم در بر می گرفته و نمی توانیم این نام را منحصر به نقطه  فعلی باخرز  بنمائیم و با این دلیل به وابستگی استای به باخرز برسیم.

رابطه  روستائیان استای با تایباد از دیرباز به دلایل تاریخی،قومی ، مذهبی و فرهنگی بسیار پر رنگتر از رابطه با باخرز بوده و به دلایل جغرافیایی نیز وجود مانع کوهستانی مابین استای و باخرز ارتباط بین این دو نقطه را بسیار کاهش داده است. به همین دلیل است که بیشتر مراجعات روستائیان استای برای رفع نیازهای مختلف با نقطه شهری تایباد شکل گرفته و به تبع آن سکونت بسیاری از این روستائیان را در  اوج مهاجرتهای روستائی کشور(دهه 1355-1365) موجب گردیده است.

طبق نظریات مهاجرتی و طبق مدل مرکز -پیرامون،معمولاتاثیر وسعت و بزرگی یک نقطه در تصمیم گیریهای  مردم برای مراجعه به آن مکان بر فاصله از  مکان بیشتر است و به همین خاطر است که می بینیم با اینکه فاصله استای تا باخرز کمتر از فاصله استای تا تایباد می باشد ولی شیب سیر حرکت تاریخی جمعیت برای رفع نیازهای مختلف به طرف تایباد بوده است و سایر عوامل دیگر مانند موانع طبیعی،مرکزیت سیاسی طولانی تر تایباد،وابستگی های قومی و فرهنگی و بن بست بودن باخرز و... این عامل را تشدید نموده است.

پس به عینه می بینیم که تنها عامل نزدیکی  نمی تواند دلیلی بر الحاق استای به باخرز باشد.و حال که دوستان طراح ایده  تاسیس شهرستان باخرز به هدف خود رسیده اند.زمینه بازگشت روستای استای را به محدوده سیاسی شهرستان تایباد فراهم نمایند تا از این بیشتر مردم  روستا به زحمت نیفتند.هرچند که تاسیس شهرستان باخرز به نفع هر دو شهرستان شده و توانسته  این جمعیت ثابت(شهرستان های باخرز و تایباد) بودجه بیشتری را در استان جذب نمایند.

به امید آنکه  در آینده تصمیماتی که در سطح شهرستان و برای عامه مردم گرفته می شود با تامل بیشتری همراه باشد.تا کمترین مشکلات را برای مردم ایجاد نماید. در آینده نزدیک در موردلزوم منفک شدن حوزه انتخاباتی تایباد و تربت جام  (آرزوی دیرینه مردم تایباد و باخرز)هم بطور مفصل در همین وبلاگ با شما خواهم بود.


موضوعات مرتبط: شخصي، محلي و منطقه اي
[ پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393 ] [ ] [ عزيز يوسفي ]
بینالود،قله بینالود. این نام آشناییست برای بسیاری از دانش آموزانی که کتب جغرافیای دوره دبیرستان را  مطالعه کرده اند تا همین چند سال پیش از آن به عنوان  بلندترین قله خراسان یا به معنایی دیگر بام خراسان یاد می شد.

در سالهای اخیر با اندازه گیریهای دقیق قسمتی دیگر از این رشته کوه که در سمت شرقی آن قرار دارد به نام قله شیرباد بام خراسان را یدک می کشد ولی هنوز هم که هنوز است بینالود برای مردم کوهپایه های شمالی و جنوبی آن مظهر نعمت و آبادانی است و سرچشمه آبی که  دشتهای تشنه اطراف   در منطقه نیشابور،فیروزه،شاندیز و طرقبه و چناران را سیراب می کند و چه بسا بسیاری از روستائیانی که زندگی و معیشتشان به وجود این کوه گره خورده است.

برای صعود به قله 3215 متری بینالود از دو مسیر اصلی شمالی و جنوبی می توان به آن دست یافت مسیر جنوبی در محدوده شهرستان نیشابور و مسیر شمالی هم از شهرستان چناران می گذرد.

 تعداد هفت نفر از اعضای هیات کوهنوردی تایباد ،در صبح یک روز سرد پاییزی ساعت شش تایباد را به  جهت صعود به قله بینالود ترک کردند و پس از رسیدن به فلکه اول شهر چناران مجددا حدود دو کیلومتر به سمت مشهد برگشتند و در سمت راست وارد جاده آسفالته ای شدند که پس از گذشتن از روستاهای جمعاب و جبج  و مسافتی 27 کیلومتری به روستای فریزی رسیدند.

پس از رسیدن به فریزی می بایست جاده ای خاکی که به سمت جنوب روستا کشیده شده و دوازده کیلومتر در مسیرهای پر و پیچ وخم امتداد می یابد طی کنید تا به داخل دره ای تنگ و با رودخانه ای در این فصل پرآب رسید که دره  به وسیله درختاتن و باغات سیب و گردو پوشیده شده است.

ماشینها را در سایه درختان تنومند گردو و در نزدیکی رودخانه می گذاریم و بسوی قله در ساعت  12/30 بعد از ظهر حرکت می کنیم.ارتفاع این محل که به خانچه ابراهیمی معروف است 1775 متر اندازه گیری شد.

در جهت خلاف مسیر رودخانه و در دره ای کم عرض ادامه می دهیم و پس از چهل دقیقه به محلی می رسیم که باغات توسط سیم های خارداری محصور شده و از اینجا بایستی شیب دامنه سمت راست را بگیری و در جهت پاکوب موجود تا جانپناه ایمانی ادامه دهی. ساعت 14/20  به جانپناه می رسیم .جانپناهی شبیه چانپناه شیرباد و بصورت شیروانی و در دو طبقه که  چند روز جلوتر به همت گروه کوهنوردی کاویان مشهد بطور کامل بازسازی شده بود. و با یک قالی دواده متری ماشینی مفروش بود.

با استراحتی کوتاه و با توجه به کوتاه بودن روزهای پاییزی  به سمت  جانپناه بعدی ادامه می دهیم. با صعود بیشتر باد سردی شروع به وزیدن می کند و کم کم برف بر روی زمین ظاهر می شود با غروب افتاب و شروع تاریکی هوا به مسیر   از برف پوشیده می رسیم و بر روی گرده ای از کوه با شیب نسبتا زیاد تراورس می نمائیم شیب سمت راست بسیار زیاد و برفهای مسیر هم کاملا یخ زده بود که طی این مسیر پانصد متری انرژی زیادی از گروه گرفت. به علت تاریکی هوا و گم شدن پاکوب در برف  حدود نیم ساعت برای یافتن جانپناه سر گردان بودیم تا بالاخره توانستیم ساعت18 به جانپناه مدرس برسیم.باد به شدت می وزید و دما هم به شدت کاهش یافته بود و  شبی سرد و برفی را  نوید می داد.جانپناه مدرس بصورت فلزی و خمیده نیمدایره ای ساخته شده و کوچکتر از جانپناه ایمانی می باشد  و متاسفانه در خط الراس یک تپه ساخته شده که در معرض وزش بادهای شدید قرار دارد.

شدت وزش باد در نیمه های شب همراه با بارش برف های یخ زده ای که به بدنه فلزی جانپناه برخورد می کرد بسیار ترسناک بود .صبح برای صعود گروه آماده شده بود که به علت برف و بوران شدید و مه غلیظ که میدان دید را بسیار کاهش داده بود و به صلاحدید سرپرست ،گروه از ادامه مسیر انصراف داد و به سمت پایین حرکت کردیم و در ساعت 12/30  در زیر بارش برف و تگرگ به محل استقرار ماشینها رسیدیم و به زحمت زیاد توانستیم ماشینها را از شیبهای لغزنده به سلامتی عبور دهیم و بالاخره گروه به سلامتی و در ساعت 19 به تایباد رسید.

-تنوع رنگ درختان در پاییز جلوه ای زیبا به باغات بخشیده بود.

-باغداران تمام میوه ای باغات از جمله گردو و سیب ها را جمع آوری نموده بودند ولی به هر حال گردوها و سیبهایی که در مسیر باقی مانده بود  می توانست یک کوهنورد گرسنه و خسته را جانی دوباره ببخشد.

-رودخانه پر آب  دره، در این فصل کم آبی ،حکایت از پر آبی آن در فصل بهار داشت.

-کشاورزان از کوچکترین زمین حتی در دامنه ها نگذشته بودند و آن را تبدیل به باغی بارور نموده بودند. شغل اصلی و منبع در آمد مردم این روستاها  مبتنی بر باغداری و استفاده از این طبیعت زیبا بود.



پاییز رنگارنگ



رودخانه پر آب



ابتدای حرکت

 



جان پناه ایمانی

به افتخار ایران سربلند

جان پناه مدرس








باغات در فصل خزان






موضوعات مرتبط: كوهنوردي
[ پنجشنبه پانزدهم آبان 1393 ] [ ] [ عزيز يوسفي ]

خشکسالی های پی در پی دیگه نه برای ما مردمان این سرزمین عادی شده بلکه زمین و طبیعت هم دیگه  این خشکی تقریبا دائمی را باور کرده و انتظار زیادی از آسمان خسیس ندارند و می بایستی در پی مقاوم ساختن خود  در برابر این پدیده بپردازد.در زنجیره غذایی در یک اکوسیستم وقتی یک حلقه از زنجیره به دلایلی مانند بیماری،شرایط جوی،شکار و یا برداشت بی رویه رو به کاهش می گذارد حلقه های بعدی هم از آن تاثیر می گیرند به عنوان مثال کاهش جمعیت  گیاهخواران در یک زیست بوم لاجرم به کاهش جمعیت گوشتخواران خواهد انجامید مگر این که حلقه دوم(تغییر عادت غذایی) بدهد تا بقای خود را حفظ نماید مثل شغالهای منطقه تایباد که با از بین رفتن طعمه های طبیعی اشان ،حالا  زباله خوردن و سرک کشیدن به کیسه های زباله خانه ها عادتشان شده و بدین ترتیب باقی مانده اند.

با ذکر مقدمه بالا می خواستم  اشاره ای کنم به  برنامه امروز کوهنوردی هیات کوهنوردی تایباد در منطقه گولوش (استای-سوران-فایندر)(در محدوده سه شهرستان :(باخرز،تایباد و خواف) که این دومین بار بود که برنامه در این منطقه اجرا می شد.یک بار اسفند 91 و دیگری امروز جمعه 93/8/2  که در برنامه امروز تعداد شانزده نفر از همنوردان آقا و خانم در آن شرکت داشتند و به وضوح می شد تشنگی زمین را از چهره چروکیده و لبان تفتیده آن تشخیص داد.و همانطور که اشاره شد حالا گیاهان و جانوران منطقه هم این خشکی طولانی را باور کرده اند.از تراکم پوشش گیاهی به شدت کاسته شده و به تبع آن حالا کمتر جنبنده ای در منطقه به چشم می خورد و آن قسمت اندک هم چشم امید به مزارع محدود کشاورزی اطراف روستاها دارند و مردم  منطقه آنها را به چشم آفت می بینند و در پی  راهی برای مقابله با آن.

دره گولوش که فکر می کنم وجه تسمیه آن بخصوص در زمان گذشته که دارای آب فراوانی بود و النگ های پر آب سطح وسیعی از آنرا می پوشاند وتشکیل گل و لجن(لوش) در آن ،باعث این نامگذاری شده است و شاید گو نه به تنها به معنای گاو بلکه بیشتر بر یک دره و تنگه اطلاق می گردید. شاهد این امر وجود دره ای به موازات این دره بنام دره گو سیرون(گو سوران-یعنی تنگه روستای سوران) می باشد.

گولوش دره ای است مابین روستای سوران واستای و به سوران خیلی نزدیکتر از استای.یکصد متری را که از روستای سوران به طرف استای می پیمایی در سمت چپ جاده راهی خاکی شما را بسوی این دره رهنمون می نماید قبل از رسیدن به محل دره که بصورت آبشاری کوتاه است می بایست از ارتفاعات سمت راست بالا رفت تا در مسیر دره ای تنگ و در جهت عمود بر دره اولی قرار بگیری و سپس با طی حدود هشت کیلومتر و ورود به حوضه آبریز شهرستان خواف  به دره ای پر درخت با جویباری زلال و پرآب می رسی که درختان انبوه بید و زرشک جویبار را احاطه کرده اند و با هزار رنگ پاییزی جلوه خاصی در در این محیط خشک ایجاد کرده اند.

ناگفته نماند که این محل در حوزه روستای فایندر خواف است و بیشترین کسانی که برای گذران روزی در دامن طبیعت را مردمان خواف تشکیل می دهند و هیچ راه ماشین رو از محدوده تایباد به این منطقه وجود ندارد.

در یک حرکت مداوم با نیم ساعت زمان برای صرف صبحانه این مسیر از ساعت 7/30 تا11/30 به طول انجامید و برای برگشت هم همین مدت زمان صرف شد.در طی مسیر می توان از چشمه هایی با آب اندک و گاه منفذ لوله ای  که آب را به طرف پایین منتقل می نماید به آب دسترسی داشت در فصل بهار هم که بیشتر مسیر آب جاری در دستری است.

برگشت به تایباد تا ساعت 19 طول کشید که تاخیر یک ساعته هم به دلیل ترکیدگی لاستیک مینی بوس بود که به هر حال بخیر گذشت.

 

پاییز و قله سنگی استای

 

 

النگ های پر آب که دیگه رو به خشکی و نابود اند

پدر و پسر

 

 

موتور ایژ خاطرات گذشته را زنده کرد دیگه نسل اینها هم مثل حیات وحش رو به انقراض است

قابلمه آبگوشت جوانان روستای فایندر

گولوش

قسمتی از دره گولوش


موضوعات مرتبط: كوهنوردي
[ جمعه دوم آبان 1393 ] [ ] [ عزيز يوسفي ]
حیفم آمد این تصاویر زیبا را نبینید.

 بقیه تصاویر را اینجا ببینید

 

[ سه شنبه بیست و نهم مهر 1393 ] [ ] [ عزيز يوسفي ]
فرا رسیدن عید سعید قربان،عید به مسلخ کشیدن نفس و به معراج بردن عشق،عید سربلندی امت ،عید نوشیدن از چشمه های نور رحمت بر همه دوستان عزیز و گرامی مبارکباد.

 

 

 

 

[ شنبه دوازدهم مهر 1393 ] [ ] [ عزيز يوسفي ]

فرا رسیدن ماه مهر و مهربانی و بهار دانش،بر همه دانش آموزان فرهنگیان و فرهیختگان مبارکباد.

 

[ دوشنبه سی و یکم شهریور 1393 ] [ ] [ عزيز يوسفي ]
یکی از دره های زیبا و پر درخت که در آخرین محدوه باخرز و مرزسیاسی باخرز و شهرستان زاوه واقع شده دره ایشتی(اشتین) می باشد.

راه دسترسی به این مکان زیبا از دو طریق میسر است.

مسیر اول از روستای همت آباد باخرز که جاده ای خاکی به طول تقریبی ده کیلومتر شما را به آنجا می رساند این جاده خاکی  نامناسب ،کمی برای وسایل نقلیه مشکل ایجاد می کند.

مسیر دوم  در مسیر باخرز به زاوه بعد از روستای قلعه سرخ جاده ای آسفالته  فرعی ای را به سمت چپ  انتخاب و بعد از گذشتن از سه روستای علمدار،شاهین و علیک که تا آنجا آسفالت است می بایست مسیری خاکی ولی مناسب به طول تقریبی چهار کیلومتر را طی کرد تا به اول دره اشتی رسید.

در این سال کم باران ،اما دره بسیار سر سبز وبا آبی بسیار شفاف  و سرد مسیر آبراهه را پر کرده است و گویا در این وانفسای تابستان اثری از کم آبی در آنجا نیست.با سه ساعت راهپیمایی آرام به انتهای دره می رسید که چشمه ای از زیر کوه به بیرون می جوشد و این محیط سرسبز را بوجود می آورد. هنوز هم  این دره در روزهای تعطیل عده زیادی از خانواده ها را برای استراحت در سایه درختان بزرگ بید و زالزالک به طرف خود جذب می نماید.

ناگفته نماند که آب این دره به وسیله یک جوی سیمانی در دشت همت آباد مورد استفاده کشاورزان قرار می گیرد.

همچنین درختان فراوان زرشک وحشی با میوه های رنگارنگ(زرد-قرمز-نارنجی ) هارمونی ای از رنگ را بوجود آورده اند.متاسفانه عده ای افراد سهل انگار  باعث آتش سوزی های وسیعی در مسیر دره شده لند که بسیاری از درختان  طعمه حریق گردیده  و از بین رفته است.بلایی که این روزها بسیاری از جنگلهای ایران بخصوص جنگل گلستان  گرفتار آن هستند.

هیات کوهنوردی تایباد امروز جمعه 93/06/14 متشکل از چهاده نفر آقا و خانم در برنامه  کوهپیمایی مسیر دره اشتی شرکت داشتند.

 

 

 

 

 

درختان زیبای زرشک

 

آب زلال دره

ناسپاسی!!!

با طبیعت مهربان باشیم

 

 

نمایی از ابتدای دره

گاهی هم به این مشکلات بر می خورید


موضوعات مرتبط: كوهنوردي
[ جمعه چهاردهم شهریور 1393 ] [ ] [ عزيز يوسفي ]
خیلی از مردم  تصوری که از میراث فرهنگی در ذهن دارند وجود بناهای تاریخی قدیمی است.ولی انصافا علاوه بر بناها تاریخی که حاصل ذوق و هنر پیشینیان می باشد و بایستی بخوبی از ان صیانت کرد .بسیاری از باغات که در  حاصل عمر و زحمت پیشینیان هست را هم می توان در این قلمرو جای داد.

با این مقدمه  می خواهم اشاره کنم به یکی از این  میراپهای زنده طبیعی که در شهرمان قرار دارد و بطور نامحسوس و در گذر زمان  در حال از بین رفتن است.شاید درست حدس زده باشید.بله امروز صبح که از خیابان خرمشهر بطرف فلکه پلبند(سیف باخرزی) حرکت می کردم متوجه شدم که درب باغ بزرگ کریمدادی باز است و در بیرون و در کنار خیابان چند سبد انگور درشت برای فروش گذاشته شده است . درشتی و خوش رنگی انگورها  مرا وسوسه کرد که توقف نمایم و مقداری از آن انگور را خریداری نمایم الحق و انصاف انگوری به این شیرینی و تردی در منطقه اگر نگویم بی نظیر ولی کم نظیر است. واز طرفی وسعت دو و نیم هکتاری این باغ  خود قسمتی از ریه تنفسی شهر را تشکیل می دهد.و حیف است که به مرور زمان این باغ هم مثل بیشتر باغات مهروس دچار و گرفتار ساخت و ساز گردند و فقط نامی از آن باقی بماند  و برای اینکه به اصطلاح برای خود بهشتی بسازیم( اشاره به ساخت محله بهشت در اراضی مهروس) این بهشتهای زمینی را به ثمن بخس بفروشیم  و مردم این شهر را از آن محروم سازیم.به امید اینکه دست اندر کاران شهر با نظارت بیشتر جلوی تخریب این فضای نادر را بگیرند .بررسی تصاویر ماهواره ای چند سال اخیر نشان از کاسته شدن وسعت و خشکاندن درختان آن به منظور ساخت و ساز دارد.

 

موقعیت نسبی باغ

 

باغ در سال 1384

 

باغ در سال 1393

[ یکشنبه دوم شهریور 1393 ] [ ] [ عزيز يوسفي ]
 

بعد از ماه مبارک رمضان و اینکه یک ماه دوستان کوهنورد در هنگام روز نتوانسته بودند به کوهنوردی بپردازند فرصت خوبی بود که بار دیگر  دوستان  ما به بهانه کوهنوردی دور هم جمع شوند و اینبار تصمیم گرفته شد به خاطر اینکه هم حال و هوایی عوض شود و هم برنامه ای جذاب را داشته باشیم صعود به قله ماران(قلعه یا قله موران) در استان گلستان در بر نامه کار قرار گرفت .

تعداد 12 نفر از همنوردان روز دوم عید فطر(چهارشنبه93/5/8) تایباد را با سه دستگاه ماشین سواری به مقصد استان گلستان ترک کردیم و بعد از ده ساعت به شهر آزادشهر رسیدیم.بعد از استراحت در منزل یکی از همنوردان ساکن در این شهر فردا به سمت شهر رامیان و سپس روستای پاقلعه حرکت کردیم ساعت 8 صبح از پای قله به سمت بالا در یک مسیر جنگلی صعود را در یک هوای بسیار عالی شروع کردیم.شیب بسیار تند مسیر  ما را در زیر درختان بسیار مرتفع به سمت بالا  هدایت می کرد بعد از دو ساعت به  منطقه ای رسیدیم که قسمت مسطح قله را تشکیل می داد .چشمه ای کم آب در ابتدای سطح قله تشنگی کوهنوردان را مرتفع می ساخت .پس از صرف صبحانه به گشت و گذار در یک فضای بسیار وسیع در سطح قله پر داختیم که شامل سنگهای زیبایی بود که به وسیله فرسایش آبی و یخچالی به اشکال زیبایی در آمده بود و همچنین پوشش جنگلی و گیاهی این منطقه بسیار زیبا بود.درختان تنومند ،سرخسهای انبوه، تنه های بزرگ فرو افتاده درختان از زیبائیهای این منطقه می باشد.تعدادی از عشایر هم در بلندای این منطقه  با چرای دامهایشان در پی جستجوی رزق حلال می باشند.

ارتفاع بلند ترین نقطه این قله در حدود 2430 متر ذکر شده است.

در فصل بارندگی صعود به قله به علت گل آلود و لغزنده بودن مسیر صعود کار بسیار مشکل و تا حدی غیر ممکن می باشد.

این قله از تمام جهات دارای شیب تند و پر تگاهی می باشد و فقط از یک مسیر امکان صعود وجود دارد.

مسیر بازگت از قله تا پاقلعه حدود یک و نیم ساعت زمان می برد.

این مطلب را هم در مورد قله موران که از سایت کاویان  گرفته شده مطالعه کنید.

قلعه موران (پايتخت ييلاقي اشكانيان) که نام آن به دست اهل قلم«قلعه ماران»شده است، یکی از عجیب ترین قلعه‏های گرگان و صعب العبورترین قلعه‏های ایران است. قلعه میران یا قلعه موران یا قلعه ماران یا دژتاکی قله‌ای به ارتفاع ۲۴۳۰ است  متر که در جنوب غرب شهر رامیان واقع شده‌است در بالای این قله زمینی مسطح به مساحت ۳ کیلومتر مربع قرار دارد که در طول تاریخ پایتخت و مرکز برخی حکومت‌ها بوده‌است که از مهمترین آن‌ها می‌توان به پایتخت ییلاقی سلسله اشکانیان اشاره کرد . همچنین کتب فراوانی در خصوص تاریخ قلعه میران مطالبی نگاشته‌اند که در ذیل به برخی از انها  اشاره می‌شود: ۱- ابت در سال ۱۲۶۰ه.ق در باره موران قلعه می‌نویسد: موران قلعه ، کوه بلندی است در طرف شرقی استرآباد و هشت فرسنگی آن. بالای آن قلعه خرابه ایست که زندانی و چاهی و اراضی کشت دارد. دسترسی به قلعه از راهی باریک است می‌گویند در موران قلعه محمد زمان خان-یکی از حکام محلی دوران فتحعلی شاه- تمام سران ایل قاجار را زندانی کرد و برادر خود-رحیم خان-را مامور ایشان نمود و اعلان استقلال داد.فتحعلی شاه سربازانی به فرماندهی حسین خان پدر حاکم امروزی(۱۲۶۰)استرآباد-به این قلعه فرستاد. ساکنان استرآباد او را اسیر کردند و به دست سربازان رحیم خان دادند. ۲- رابینو در باره قلعه موران می‌نویسد: قلعه ماران در کوه ماران(=ایلان)از کوههای رامیان در میان چمنزاری واقع است. راه باریکی به آن منتهی می‌شود. در مقابل مهاجمان به آسانی قابل دفاع است ۳- نصیرالکتاب نقل می‌کند که محمد حسن خان جلایر خود را فرمانروای دشت گرگان نموده و اعلان استقلال داده بود. موقعی که حکومت مرکزی برای سرکوبی او لشکر فرستاد به قلعه ماران کوه پناه برد. ۴- در تاریخ اشکانیان تالیف محمد حسن خان اعتمادالسلطنه آمده‌است که سلاطین اشکانی شش ماه از سال را در تیسفون سر می‌کردند و شش ماه دیگر را در ییلاقات طبرستان و مازندران و شاه کوه و استرآباد بودند. ۵- سایکس مدعی است که قلعه ماران. همان پایتخت دوم اشکانیان است که تیرداد ساخته و آن را دارا نامیده که همان داریون یونانیان است. ۶- همچنین گریگوری ملگونوف در بیان ثروت کوهستان‌های استرآباد اشاره به کوه قلع ماران در شرق فندرسک دوازده فرسنگی فندرسک که حاوی قلع و مس است می‌کند. ۷- سعیدی مولف کتاب رامیان و فندرسک در باره قلعه ماران(=موران)می نویسد. کوه قلعه ماران بلندترین کوههای بخش رامیان و گرگان است. سر کوه مسطح و مرتع گاو و گوسفند است و چشمه آبی بر سر کوه‌است که مورد استفاده دامداران است. گندم‌های ذخیره امیر خان سردار- برادر محمد زمانخان که در چاههایی که در قله‌است همانند ذغال تا امروز باقی است.8-سعیدی مولف کتاب رامیان و فندرسک در باره قلعه ماران(=موران)می نویسد. کوه قلعه ماران بلندترین کوههای بخش رامیان و گرگان است. سر کوه مسطح و مرتع گاو و گوسفند است و چشمه آبی بر سر کوه‌است که مورد استفاده دامداران است. گندم‌های ذخیره امیر خان سردار- برادر محمد زمانخان که در چاههایی که در قله‌است همانند ذغال تا امروز باقی است

 

 

 ابتدای مسیر

 مسیر جنگلی

 تاسیسات عشایری در سطح قله

 

 دور نمای قله موران

 

 در میان سرخسها

 

 

 حیف است که به گلستان بیایی و گنبد کاووس را نبینی!!

 

این هم از زیبائیهای گلستان  

 اشکال زیبا در سنگها  که بوسیله فرسایش بوجود آمده است

 

 

 

 

 

 

 

 

[ شنبه یازدهم مرداد 1393 ] [ ] [ عزيز يوسفي ]
پس از یک ماه عبادت به درگاه خداوند و گذران ماه روزه و نماز و مناجاتهای سحرگاهی ،روز عید فطر روز دریافت پاداش الهی بر همه دوستان مبارکباد.

 

 

[ دوشنبه ششم مرداد 1393 ] [ ] [ عزيز يوسفي ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

اين وبلاگ سعي دارد مطالب متنوع، بخصوص در مورد منطقه تايباد را ارائه نمايد.نظرات ،انتقادات و پيشنهادات سازنده شما، مارا در هرچه بهتر كردن محتوي مطالب ياري خواهد كرد. پس دريغ نفرمائيد!!!
امکانات وب